تبلیغات
روش های نوین تربیت وتدریس

روش های نوین تربیت وتدریس
شما معلم دانش آموزان هستید ،نه معلم کتاب

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 توسط مجید رحمانی
مهمترین عامل تعیین کننده علاقه مندی یا بی علاقگی دانش آموز نسبت به درسها و تکالیف مختلف یادگیری تجارب موفقیت آمیز یا شکست او در یادگیریهای درسهای مختلف است. یعنی اگر دانش آموز طی سالهای مدرسه همواره تجارب موفقیت آمیزی کسب کند به تدریج برعلاقه او نسبت به یادگیری دروس مختلف و کل محیط مدرسه افزوده می شود. و درنتیجه مفهوم مثبتی از خود دراو تشکیل می شود، اما اگر این تجارب غالباً با شکست توأم باشند، اندک اندک دریادگیرنده، بی علاقگی و بی میلی نسبت به دروس و مدرسه ایجاد می شود و سرانجام ممکن است به مفهومی منفی از خود و تواناییهای خود دراو بینجامد. بنابراین، بهترین راه جلوگیری از بی میلی و بی علاقگی در یادگیرنده و افزایش سطح علاقه و نگرش مثبت او نسبت به یادگیری و فعالیتهای مدرسه، فراهم کردن امکانات کسب توفیق در یادگیرنده است.
با توجه به توضیحات بالا مشکل کمبود انگیزه یادگیری دانش آموزان یا کمبود علاقه آنان نسبت به یادگیری مطالب تازه، ناشی از شکستهای پی درپی آنان در درسهای مشابه درس جدید است. بنابراین بهترین راه رفع مشکل این است که کیفیت آموزش را بهبود بخشیم. این اقدامات سبب افزایش یادگیری و کسب موفقیت از سوی دانش آموز دردرسهای تازه خواهد شد. این کسب موفقیت باعث می شود که یادگیرنده، به تدریج به تصویری مثبت تر از تواناییهای خود نسبت به یادگیری دست یابد. اگر این جریان، درچندین واحد یادگیری ادامه یابد، از تصورات منفی دانش آموزان نسبت به تواناییهایش در رابطه با یادگیری مطالب کاسته می شود و به جای آن تصورات مثبت تری دراین مورد کسب خواهد کرد. که این خود علاقه و انگیزه یادگیری را در او افزایش می دهد، اما آنچه که گفته شد، بهترین روش ایجاد کردن علاقه در دانش آموزان نسبت به یادگیری موضوعهای درس است، علاوه بر این روش کلی شیوه ها و فنون دیگری وجود دارد که توجه به آنها سطح علاقه و انگیزش یادگیرندگان را بالا می برد، که در ذیل به آنها می پردازیم:
درادامه راههای دیگر ایجاد انگیزه را برمی شماریم :

هیه وتنظیم: مجید رحمانی (دبیر واستاد دانشگاه)

Majid-1350.mihanblog.com

majrahmani2003@gmail.com




ادامه مطلب

طبقه بندی: روانشناسی، روش تدریس،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 فروردین 1391 توسط مجید رحمانی

د‌ر میان خانواد‌ه‌ها، چهار شیوه تربیتی مرسوم‌تر است: الگوی با محبت و بی‌قاطعیت، الگوی بی‌محبت و با قاطعیت، الگوی بی‌محبت و بی‌قاطعیت و الگوی با محبت و با قاطعیت که د‌رباره هر کد‌ام به اختصار مطالبی را می‌آوریم.
الگوی تربیتی بی‌محبتی و سختگیری؛ اکثر علائم عصبی که روزانه د‌ر افراد‌ مشاهد‌ه می‌کنیم، از طریق این الگو به وجود‌ می‌آید‌. نگرانی، تنش، اضطراب، افسرد‌گی و د‌ر نهایت خود‌کشی، خصوصیات عاطفی و هیجانی‌ای هستند‌ که به واسطه این الگوی تربیتی ایجاد‌ می‌شوند‌. کود‌کانی که براساس این الگو تربیت می‌شوند‌، معمولاً به ترس‌های غیرمنطقی مانند‌ ترس از حیوانات، تاریکی، آسیب‌د‌ید‌گی، موفق نشد‌ن و... مبتلا می‌شوند‌. این ترسها با سرزنش هرچه بیشتر والد‌ین، بیشتر آشکار می‌شوند‌. والد‌ینی هم که مطابق با این الگو با فرزند‌ان خود‌ رفتار می‌کنند‌ مقررات شد‌ید‌ و سختی را وضع می‌کنند‌ که موجب می‌شود‌ د‌ر نهایت میان آنها و فرزند‌انشان روابط ارباب و رعیتی ایجاد‌ شود‌. با اد‌امه این روند‌، جهان د‌ر نزد‌ کود‌ک به طیفی از حقارت و برتری تبد‌یل می‌شود‌ که د‌ر انتهای بخش حقارت، خود‌ کود‌ک و د‌ر انتهای د‌یگر والد‌ینش قرار می‌گیرند‌. والد‌ین د‌ر این الگو کود‌ک را به د‌لیل ناتوانی‌هایش سرزنش می‌کنند‌ اما به او اجازه چون و چرا نمی‌د‌هند‌، هر خطایی که از کود‌ک سر بزند‌، فوراً‌ با او برخورد‌ می‌شود‌ و این سرزنش‌ها باعث می‌شود‌ تصور ضعیفی از خود‌ د‌ر ذهن کود‌ک به وجود‌ آید‌ و اعتماد‌ به نفسش کاهش یابد‌. و موجب می‌شود‌ به زود‌ی باور کند‌ آنچه د‌رباره او تصور می‌کنند‌، حقیقت محض است.



ادامه مطلب

طبقه بندی: روانشناسی، راز های تربیتی،
نوشته شده در تاریخ شنبه 6 اسفند 1390 توسط مجید رحمانی

یادآوری سال های دوران مدرسه همواره همراه است با خواندن انبوهی از مطالب درسی و غیر درسی. تلاش های بی شائبه پدران، مادران و نیز معلمانمان به منظور یادگیری خواندن و نوشتن. همه ما کم و بیش خاطراتی تلخ و شیرین از آن روزها به یاد داریم روزهایی که از ما خواسته می شد تا در ابتدا یاد بگیریم تا درست بخوانیم و سپس زیاد بخوانیم. بعضی از ما خوب می خواندیم و بعضی دیگر با دشواری، بعضی از ما از خواندن لذت می بردیم و بعضی دیگر خیر. پس از گذشت سال های زیادی از آن روزها و مشاهده آنچه که بر ما گذشت سوالی بی جواب مانده است سوالی که با مطرح کردن آن هدف مشخصی را دنبال می کنیم و تنها هدفی که به دنبال آن نیستیم دادن یافتن پاسخی برای این سوال است. بلکه ارائه راهی برای جلوگیری تکرار آنچه بر ما گذشت برای کودکان امروز است. این سوال را با یک مثال آغاز کنم شاید مثالی از فوتبال و نقش یک مربی در آن آشناترین مثالی باشد که بتوان از آن بهره برد

 

به نظر شما کدام یک از دو مربی زیر درست به وظیفه خود عمل می کند:

مربی الف را در نظر بگیرید که در تمام تمرین ها و مسابقات به بازیکنان خود تنها یک جمله می گوید و آن این است که "ببرید"، "شما می بَرید"، "باید پیروز شوید"، " تمرین کنید" و مثال این گفته ها... مربی ای که در نقش یک تابلوی هشدار دهنده و یاد آورنده هدف عمل می کند. مربی ب اما علاوه بر هشدار مقصد و هدف سعی بر نشان دادن راه و توضیح و آموزش چگونه رسیدن به مقصد را نیز دارد.

حال به بیان سوال می پردازم: "آیا می توان از دانش آموزان خواست تا بخوانند و یاد بگیرند و نتیجه مورد دل خواه را کسب کنند بدون اینکه به آنها راه درست خواندن و یادگرفتن را آموخت؟"

ما معمولاً از فرزندانمان انتظار داریم هر چه بهتر و بیشتر مطالعه کنند در حالی که کمتر به آموزش روش های درست مطالعه کردن پرداخته ایم. امروزه دانش روانشناسی تربیتی در کنار سایر علوم و به عنوان یک شاخه علمی جدا و با قواعد خاص خود به توضیح و تشریح یادگیری و روش های بهینه ساختن آن می پردازد. راهبردهای یادگیری که یک از زیر شاخه های روانشناسی تربیتی است امروزه با زیر ذره بین قرار دادن فرایند یادگیری و ارائه روش های خواندن و یادگیری به یاری جامعه یادگیرندگان شتافته است. پژوهشگران این حیطه از علوم تربیتی قصد دارند با مطالعه روش هایی که دانش آموزانِ موفق برای خواندن و مطالعه از آنها استفاده می کنند آنها را به صورت تجویزهایی برای سایر دانش آموزان در آورند تا دیگران نیز از آنها بهره ببرند. یکی از این روش ها که بیشتر برای خواندن متون ادبی به کار می رود روش کاپس (CAPS) است. حروف C، A، P و S به ترتیب، معرف حرف های اول چهار کلمه Character،  Aim، Problem و Solve است.

برای استفاده از این روش در مطالعه متن های ادبی خواننده باید به چهار دسته از سوالات پاسخ دهد:

1- چه کسانی شخصیت های (Character) این داستان هستند؟

2- چه چیزی هدف (Aim) این داستان را تشکیل می دهد؟

3- چه مشکلی (Problem) رخ داده است؟

4- چگونه مشکل حل (Solve) می شود؟

تلاش دانش آموزان برای پاسخ به این چهار سوال در خواندن داستان ها و متون ادبی موجب می شود آنها از خواندن منفعلانه متون دست کشند و به نوعی به خواندن چالشی روی آورند. این نوع خواندن با فعالیت ذهنی بیشتری همراه است و نتایج بهتری به همراه دارد. تمام تحقیقاتی که در سال های اخیر چه در داخل و چه در خارج از کشور انجام شده اند بیانگر اهمیت راهبرد های یادگیری در تسهیل فرایند یادگیری یاد سپاری و یادآوری است و نقش این روش ها و راهبرد ها را در بهتر خواندن نشان می دهد.

به کمک فرزاندان خود بروید

نمونه ای برای آشنایی بیشتر



ادامه مطلب

طبقه بندی: روش تدریس، روانشناسی،
برچسب ها: روش کاپس درتدریس،
نوشته شده در تاریخ شنبه 15 بهمن 1390 توسط مجید رحمانی
پیشتر از این، گروهی از محققان علوم اجتماعی، خانواده را به «گروهی از افراد که روابط آنان با یکدیگر بر اساس هم خونی شکل می‏گیرد و نسبت به هم خویشاوند محسوب می‏شوند»؛ تعریف کرده بودند. گروهی دیگر از جامعه شناسان، برای تعمیم خانواده، به گونه‏ای که افزون بر روابط هم خونی، مواردی هم چون فرزند پذیری و پذیرش‏های اجتماعی و قراردادی را نیز در برگیرد، خانواده را این گونه تعریف کردند: «گروهی است متشکل از افرادی که از طریق پیوند زناشویی، هم خونی یا پذیرش، با یکدیگر به عنوان شوهر، زن، مادر، پدر، برادر، خواهر و فرزند در ارتباط متقابلند و فرهنگ مشترکی پدید آورده و در واحد خاصی زندگی می‏کنند». باقر ساروخانی، دائرةالمعارف علوم اجتماعی، تهران، انتشارات کیهان، 1375 دیگر صاحب نظران نیز در حوزه‏های مختلف علوم انسانی، تعاریف و تعابیر مشابهی در تعریف خانواده به کار برده‏اند، برای نمونه، به دو تعریف دیگر اشاره می‏شود:
ـ خانواده ترکیبی از افرادی است که از راه خون، زناشویی، و یا فرزند پذیری، با یکدیگر ارتباط می‏یابند و طی یک دوره زمانی نامشخص، با هم زندگی می‏کنند ـ خانواده پیوندی است که با نهاد ازدواج، یعنی صورتی از روابط جنسی، که به تصویب جامعه رسیده، مرتبط است.
اما من خانواده رااز نظر خودم(عاشقانه ومنطقی) توصیف می کنم یک رابطه ی زیبا واحساسی بدور از .... پس احساس مرابصورت یک برنامه پاور پوینت زیر ببینید؛برنامه ی مرا دانلود کنید؛

رابطه خانواده

مهر مادرانه




طبقه بندی: روانشناسی، راز های زندگی،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 دی 1390 توسط مجید رحمانی

دل نوشته های یک دانش آموز

من در مدرسه ،هیچ وقت خوشحال نیستم .معلم ها وشاگرد هامرامسخره می کنند.دراین مدرسه،فقط هرکس راکه نمره بیست بگیرد،خوب می دانند.سرصف،اسم اورامی گویند،کارت آفرین رابه اومی دهندواورا تشویق می کنند.اما من هیچ وقت نمی توانم نمره بیست بگیرم.هر کاری می کنم،باز نمی توانم .مادرم بلد نیست بامن درس بخواند! پدرم شب ها دیر وقت به خانه می آیدوهمیشه خسته است!

وقتی معلم مرا پای تخته می برد،نمی توانم مسائل راحل کنم،می ترسم،زبانم می گیرد وخطم بد می شود!ومعلم سرم داد می کشد!بچه ها به من می خندند ومی گویند:«خانم،او از بس درس خوانده است،هول می شود!!»

بچه هااز خود راضی هستند؛من از دست آنها ناراحت می شوم ودلم می خواهد بمیرم!

من بلدم کتاب فارسی رابخوانم،می توانم گل لاله بکشم،بلدم با مقوا کاردستی بسازم،بلدم بادبادک درست کنم وباد بادک راهوا کنم،می توانم زنگ ورزش بدوم،اما هیچ وقت معلم به من نمی گوید:«آفرین» ویا«کارت آفرین»به من نمی دهد! چون من بلد نیستم مسائل حساب راحل کنم.مادرم هم بلد نیست،پدرم هم بلد نیست.تازه بیشتر مسائل ریاضی ما راخانم مدیر بلد نیست حل کند.من مدرسه ام راهیچ دوست ندارم؛مدرسه ای که بچه ها راباهم بد می کند،مدرسه ای که به بچه ها می خندد.مدرسه ای که درآن یک نفر را همیشه سر صف ببرند ویک نفر را همیشه تشویق کنند! این مدرسه ، یک مدرسه بد بد است.

                                                   برگرفته از مجله تکنولوژی  آموزشی-شماره220  -دی ماه 1390





طبقه بندی: تربیت کودکان،
نوشته شده در تاریخ شنبه 26 آذر 1390 توسط مجید رحمانی

بیشتر معلمین موضوعاتی رابرای تحقیق  به دانش آموزان می دهندواز آنها می خواهند که درمورد این موضوعها اطلاعاتی جمع آوری وبه کلاس ارائه دهند.وبدون اینکه آموزشی درمورد مراحل تحقیق ارائه بدهند،توقع دارند دانش آموزان  کار رابدرستی به انجام برسانند. به همین خاطر دانش آموزان نیز از اینترنت ویا کتابها مطالبی راکپی وجمع آوری  می کند وبه گمان اینکه یک تحقیق را کار داده اند ،نمره ای از معلم دریافت می کنند.درحالیکه این کار آنها یک مرحله از مراحل تحقیق(جمع آوری اطلاعات) می باشد.

مراحل تحقیق دانش آموزی شامل:

1- انتخاب موضوع(این مرحله معلم می تواند موضوع رابه گروه یادانش آموزان بدهد)

2- انتخاب متغیرها(دراین مرحله دانش آموزان می توانند درمورد مسئله جمع آوری اطلاعات کنند تامتغیر های خوبی رابرگزینند.)

3- طرح  مسائل:

4- فرضیه سازی:

5- آزمایش فرضیه ها:

6- طرح جدول ودرپائین جدول شرح کار: 

7- طرح نمودار ودرپائین نمودار تفسیر نمودار

8- نتیجه گیری

برای شرح ونمونه کار جداول پائین را دانلود کنید.

دانلودجدول4

دانلودجدول3

دانلودجدول 2

دانلودجدول1
به نمونه تحقیق ها نگاهی کنید:

موضوع تحقیق  برای پایه های راهنمایی

مثالهای درس علوم تجربی

                                                                                              Ø     ضخامت کش، درمیزان کشیدگی آن چه تاثیری دارد؟

                                                                               Ø     تغییر درپایه های پل چه تغییری در میزان تحمل آن حاصل می شود؟

                                                                                                        Ø     چگونه می توان طول یک سایه را تغییر داد؟

                                                                                                     Ø     چه عواملی در سرعت حرکت یک قایق موثرند؟

                                                                                  Ø     چه تغییراتی در ماشین بادکنکی ایجاد کنیم تا سرعت آن بالا برود؟

آیا نوع غذا در فاسد شدن کنسرو ها تاثیر دارد؟



ادامه مطلب

طبقه بندی: روش تدریس، آموزش راهنمایی،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 آذر 1390 توسط مجید رحمانی
برای دریافت دانلود روشهای بالا دراین قسمت کلیک کنید
روش حل مساله

روش استقراء

روش دریافت مفهوم


روش ساختن گراییl




طبقه بندی: روش تدریس،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 آبان 1390 توسط مجید رحمانی

چرا فرزندم ناسازگار است؟چکار کنم؟

پس از مشاهده صدها کودک ناسازگار به این نتیجه رسیده ایم که علت ناسازگاری را می تواند زمینه متمر کز کرد؛1- کسب توجه،2- دستیابی به قدرت(قدرت طلبی)،3- اتقام جویی و4-ابراز ناتوانی.

باکمک این هدف ها می توان نوع فعالیت های کودک  وعلت ناسازگاری اوراطبقه بندی کرد.باید بخاطر داشته باشیم که خود  کودک رازیر این عنوان ها طبقه بندی نکنیم.دراین قسمت به روش هایی اشاره می شود که بجای تغییر رفتار کودک تاکید برتغییر انگیزه ی کودک دارد ؛زیرا تغییر انگیزه به خودی خود می تواند رفتار سازنده رابدنبال داشته باشد.( درپست قبلی درموردکسب توجه مطالبی گفته شد-کلیک کنید)

- وقتی کودک احساس کند شکست خورده است،دیگر برای بدست آوردن موفقیت از قدرت طلبی استفاده نخواهد کرد؛بلکه هدف سه یعنی «انتقام» رامدنظر می دهد.کودک انتقام جو،دیگران راعامل آزار خود می داند وگاه چنان مایوس می شود که تصور می کند با آزار دیگران می تواند موقعیت خود راحفظ کند.

بینش او درباره ی زندگی ومردم این است که دیگران برخوردی غیر منصفانه داشته اند وبه همین دلیل زندگی  از محبت دیگران وحروم مانده است.ازنظر او تنها راه حل ،گرفتن انتقام است؛درنتیجه برخورد او باقضایا براساس بی اعتمادی است وهرگونه تلاش برای متقاعد کردن وی بی اثر خواهد بود.چنین کودکی نمی تواند دوست داشتنی ومحبوب باشد؛زیرا هدف او آزار اطرافیان  است وفکر می کند دیگران نیز قصد آزار او رادارند.به همین  دلیل رفتار او کینه توزی،تند ووحشیانه است.

اوجسور وبی اعتناست وبرای پنهان کردن جسارت خود کمترین تلاشی نمی کند.چنین کودکی بالقوه بزهکار است؛اگرچه درحال حال حاضر یکی از آنها نباشد.چون اطرافیان رامخالف خود می داندسعی درآزار واذیت آنها دارد ومطمئن است که دیگران نیز آسیب پذیر هستند.تنها زمانی احساس پیروزی وموفقیت  می کند که به او صفت شرور داده شود.چنین کودکی گاهی ممکن است به همکلاسی ها،بزرگ ترها حتی حیوانات اهی نیز با چنگ انداختن یا گاز گرفتن ولگد زدن آسیب برساند.

او شکست را باتلخی می پذیرد وهنگامی که درکاری با شکست روبرو می شود،بلافاصله درتدارک نقشه ای برای انتقام بر می آید واین بار عکس العمل او باخشونت وشدت عمل بیشتری همراه خواهد بود.

گرچه درپشت این ظاهر خشن،شاهد یاس شدیدی باشیم که غالبا مایه ناامیدی شخص است.غالبا این کودکان افرادی پرتحرک وفعال هستند؛ولی گاهخ میان آنها به کسانی برخورد می کنیم که عبوس وبی اعتنا وبی اراده به نظر می رسند .این کودکان از سایرین مایوس ترند.

تنبیه چنین کودکانی صرفا منجر به یاغیگری بیشتر اومی شود وباید از این عمل پرهیز کرد.بنابراین کمکی که معلم می تواند ارائه دهد این است که به کودک تفهیم کند.تنها باتغییر رفتار است که جلب محبت همسالان امکان پذیر خواهد بود؛اگر چه درک این فکر برای کودک بسیار مشکل وگاه غیر ممکن است.همچنین معلم می تواند برای بهبود وضعیت کودک  از همکاری گروه همسالان نیز کمک بگیرد.دراین صورت معلم باید کاملا از همکاری گروه مطمئن باشد؛زیرا هرگونه اقدامی برعلیه کودک مایوس،مشکلات بیشتری راموجب خواهد شد.

غالبا کودکان به اصطلاح خوب از معلم خود حمایت می کننند وبه پشتیبانی از معلم با کودکان بد مقابله می کنندومعلم باید از چنین مواردی جلوگیری کند.گاه گفت گوهای گروهی می تواند موجب تفاهم ودرک متقابل شود وبه کودک کمک کند.معلم  باید از موقعیت های مناسبی که درکلاس رخ می دهد نیز بهره بگیرد؛برای مثال،،می تواند از همدلی ومحبت کودکانی که میل به طرح دوستی با کودک مایوس دارند،کمک بگیرد.

این نکته راباید درنظر داشته باشیم که هرگز دربرابر انتقام جویی که دایما درفکر آزار مربی است،ناراحتی از خود نشان ندهیم

تهیه وتنظیم: مجید رحمانی (دبیر واستاد دانشگاه)

Majid-1350.mihanblog.com

majrahmani2003@gmail.com





طبقه بندی: تربیت کودکان، روانشناسی، تربیت انسان،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 آبان 1390 توسط مجید رحمانی

چرا فرزندم ناسازگار است؟چکار کنم؟

پس از مشاهده صدها کودک ناسازگار به این نتیجه رسیده ایم که علت ناسازگاری را می تواند زمینه متمر کز کرد؛1- کسب توجه،2- دستیابی به قدرت(قدرت طلبی)،3- اتقام جویی و4-ابراز ناتوانی.

باکمک این هدف ها می توان نوع فعالیت های کودک  وعلت ناسازگاری اوراطبقه بندی کرد.باید بخاطر داشته باشیم که خود  کودک رازیر این عنوان ها طبقه بندی نکنیم.دراین قسمت به روش هایی اشاره می شود که بجای تغییر رفتار کودک تاکید برتغییر انگیزه ی کودک دارد ؛زیرا تغییر انگیزه به خودی خود می تواند رفتار سازنده رابدنبال داشته باشد.( درپست قبلی درموردکسب توجه مطالبی گفته شد-کلیک کنید)

-چنانچه والدین ومعلمان به منظور متوقف کردن تقاضای کودک برای جلب توجه غیر ضروری،روش صحیحی را بکار نبندند،کودک در جست وجوی کسب قدرت تلاش خواهد کرد.کودکی که جویای قدرت است،می خواهد رییس باشد وبراساس این منطق اشتباه عمل می کندکه«اگر نگذارید آن چه را که می خ.اهم،انجام دهم ،شما مرادوست ندارید» یا«زمانی من به حساب می آیم که آنچه را بخواهم شما برایبم فراهم سازید.»از بسیاری جنبه ها هدف کودک قدرت طلب شبیه به هدف کودک خرابکار طالب جلب توجه است؛بااین تفاوت که شدت آن بیشتر است.

تیپ فعال این کودکانرا تحت عنوان«سرکش» نام گذاری شده است.چنین کودکی غالبا مشاجره ومخالفت می کند،دروغ می گوید وممکن است عکس المل های جنجالی داشته باشد.معمولا از انجام کاری که به او ارجاع می شود،سر باز می زند وره کارهای غیر مجاز ادامه می دهد.او آشکارا کودکی نافرمان است.

تیپ منفعل این گروه ،صفت تنبلی در او بارز است؛بطوری که معمولا هیچ کاری انجام نمی دهد ویا برای انجام آن دچار فراموشی می شود.این کودک تدریجا لجباز ونافرمان بار می آید.معلم ووالدین دربرابر کودکی که درجستجوی قدرت است،موقعیت خود رادرخطر می یابد.او گاه با خود فکر می کند:«چه کسی دارد کلاسرااداره می کند؟»اویا من سپس با خود عهد می کند که«من از این کار اوآسان نمی گذرم وبه او اجازه نمی دهم با من چنین رفتار کند.»تلاش درجهت کنترل وپیروز براو غیر ممکن است ومعمولا چنین کودکی در دستیابی به هدفش 99٪موفق می شود.

چنانچه معلم ووالدین براو غلبه کنندوپیروز شوند،اوسرکش تر می شود ودرصدد انتقام بر می آیدهر چه حیطه این قدرت طلبی ها ودرگیری ها طولانی تر شود؛کودک بیشتر به ارزش واهمیت قدرت پی می برد وبنابر این انتخاب هدف اشتباه او برای یافتن موقعیت خاص تقویت می شود.

معلم برای اصلاح کودک چه می تواند بکند؟او می تواند دربرابرکودک وکلاس وتوانایی کودک اعتراف کند؛چون درمبارزه با کودک هرگز موفق نخواهند شدیعنی مهم آن است که معلم از درگیری قدرت با کودک بپرهیزد.

مطمئن ترین روش این است که جاه طلبی کودک رادر مسیری مفید به جریان اندازیم.می توانیم اورا موظف کنیم تابه کودک دیگری کمک کند ویا مسئولیتی به او بدهیم تا احساس اعتبار بیشتری کند.(دراین صورت باید او رامتوجه کنیم که از موقعیت خود سوء استفاده نکند.)

معلم می تواند بجای تهدید،از اودرخواست کمک کند.حتی می تواند به چنین کودکی بگوید:«من نمی توانم تو رابه انجام این کار مجبور کنم.می دانم که نمی توانم.»این سخن باعث می شود کودک حالت دفاعی به خود نگیرد وآماده همکاری شود.

درخواست کمک وراهنمایی از این نوع کودکان موثر تر از تهدید است .وقتی معلم ووالدین بایدبه اصطلاح«کشتی خود رااز مسیر وزش باد کودک ونوجوان دور نگه دارند»بدین ترتیب خشونت کودک محفوظ خواهد بود وتلاش کودک بی نتیجه خواهد بود.

قدرت،تنها زمانی اهمیت پیدا می کند که درمسابقه بکار رود.در واقع باید به کودک قدرت طلبی که توان برهم زدن مدیریت کلاس یا خانه را  دارد،احترام بگذاریم.وبا سیستم اوکار را به فرجام خوب برسانیم.

تهیه وتنظیم: مجید رحمانی (دبیر واستاد دانشگاه)

Majid-1350.mihanblog.com

majrahmani2003@gmail.com





طبقه بندی: تربیت کودکان، روانشناسی، تربیت انسان،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 مهر 1390 توسط مجید رحمانی

چرا فرزندم ناسازگار است؟چکار کنم؟

پس از مشاهده صدها کودک ناسازگار به این نتیجه رسیده ایم که علت ناسازگاری را می تواند زمینه متمر کز کرد؛1- کسب توجه،2- دستیابی به قدرت(قدرت طلبی)،3- اتقام جویی و4-ابراز ناتوانی.

باکمک این هدف ها می توان نوع فعالیت های کودک  وعلت ناسازگاری اوراطبقه بندی کرد.باید بخاطر داشته باشیم که خود  کودک رازیر این عنوان ها طبقه بندی نکنیم.دراین قسمت به روش هایی اشاره می شود که بجای تغییر رفتار کودک تاکید برتغییر انگیزه ی کودک دارد ؛زیرا تغییر انگیزه به خودی خود می تواند رفتار سازنده رابدنبال داشته باشد.

1)کسب توجه: وقتی کودکی نتواند باکارهای مفید ومثبت وهمکاری ومشارکت،موقعیت خود راتثبیت کند وخود رانشان دهد،درجستجوی راهی بر می آید که بتواند صرفا جلب توجه کند وبه این ترتیب موقعیت خود رابه اثبات برساند.«منطق اشتباه» اواین است که تنها زمانی که مردم به او توجه کنند،می تواند دراین جهان موقعیتی داشته باشد؛

معمولا ابتدا کودک سعی می کند از روش هایی که مورد پسند وخوشایند جامعه است،استفاده کند؛یعنی از جملات طنز آمیز یاحزکات خنده آور وجالب کمک بگیرد ودراین صورت غالبا والدین یامعلم برداشت مثبتی از او خواهدند داشت واز داشتن چنین فرزندی رضایت نیز خواهندکردپس چرا این تظاهرات «رفتارهای ناهنجار » نامیده میشود؟

زیرا هدف کودک یادگیری ومشارکت وهمکاری نیست؛بلکه سعی دارد خود را درجایگاهی برتر قرار دهد تابتواند توجه بیشتری کسب کند.رفتار ناسازگارانه زمانی بارز می شود که کودک نتواند بارفتار خوب خود به اندازه کافی جلب توجه کند ومورد تشویق وتمجید اطرافیان قرار گیرد.درنتیجه رفتارهای خوب کودک متوقف وعکس العمل های دیگری درپیش گرفته می شود.

اگر کودک «درون گرا» باشد،برای جلب توجه از روش های منفعلانه استفاده خواهد کرد.اومعمولا  سعی می کند یک کودک نمونه شود.(این ویژگی ها درمورد دختزها،بیشتر است).

گاه چنان خود رابی دفاع ومظلوم نشان می دهد که نه فقط با کمترین کوششی توجه اطرافیان را به خود جلب می کند،بلکه با پیشنهاد کمک دیگران نیز روبرو می شود. متاسفانه نیاز به جلب توجه دراین کودکان دایما روبه فزونی است.بشیاری از آنها نسبت به میزان توجهی که از راههای پسندیده دریافت می کنند،احساس رضایت ندارند وپس از مدتی مایوس شده، به روشهای غیر مفید روی می آورند.

تیپ دیگری از این نوع کودکان آنچنان «موذی ومتظاهر » هستند که باسوال های پی درپی خود دایما ما رامشغول نگه می دارند؛البته نه به این خاطر کهاطلاعاتی کسب کند،بلکه صرفا توجه مارا فقط به خود معطوف سازد.

بی توجهی به کودکی که هدفش درزندگی جلب توجه است، غیر قابل تحمل به نظر می رسد.چنین کودکی ترجیح می دهد بجای بی توجهی،تنبیه یادرد بکشد ویا حتی مورد تمسخر قرار بگیرد تامورد توجه مورد نیاز خود قرار بگیرد.

پس والدین وممعلم چه می تواند بکند؟ او فقط باید سعی کند درمواقع دیگر به کودک توجه نشان دهد وهرگز هنگامی که کودک قصد جلب توجه دیگران رادارد،به او اعتنا نکند.او باید بداند کودکی که ولو با استفاده از روش های سازنده درجست وجوی جلب توجه است،کودکی مایوس به شمار می رود.

برای اصلاح بجای تمجید از تشویق استفاده کنید. همچنین تشویق او به مشارکت وهمکاری با گروه باعث خواهد شد تاکودک موقعیت مناسب خود رادرگروه بیابد.به عبارت دیگر به جای اینکه به کودک توجه فردی نشان دهید،به او کمک کنید تاعلایق اجتمتعی اش افزایش یابد.

در موردکودکان خجالتی ،با بی توجهی نشبت به هرگونه رفتار ناشی از خجالت وتشویق وتایید به موقع کودک درقبال هر گونه تلاش فعالانه او در جهت تغیییر وضعیت موجود،نگرش کودک را،بی آنکه نیازی یه جلب توجه ،تمجید وخود نمایی داشته باشد،تغییر داد(ادامه دلایل درپست بعدی)

تهیه وتنظیم: مجید رحمانی (دبیر واستاد دانشگاه)

Majid-1350.mihanblog.com

majrahmani2003@gmail.cim





طبقه بندی: روانشناسی، راز های تربیتی، تربیت انسان،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 مهر 1390 توسط مجید رحمانی

بهترین نوع عشق،عشقی است که قیدی نداشته باشد.عشق ما به فرزندانمان هرگز نبایدهمراه باقید وشرط باشد.این کار آسان نیست اما مزایای زیادی دارد.عشق درست باید صرفنظر از اقدامات کودک ابراز شود به هر حال این سخن بدین معنی نیست که تمامی اقدامات فرزندانمان راتایید کنیم.

اغلب،اجازه نمی دهند فرزندان عشق آنها راتجربه کنند.برخی عشق خود رامخفی می کنند تافرزندان بهتر رفتار کنند یا عادات بد خود  راکنار بگذارند.

عده ای نیزبرای بهبودوضعیت تحصیلی فرزند وانجام تکالیفش ظان چنان عشقی نثار او می کنند که کودک تصورمیکندتنهادرصورتی اورادوست دارندکه پیشرفت کند.این والدین عشق خود راباشدت وفشار ابراز می کنند ونشانه های واقعی عشق(ارتباط از طریق نگاه،لبخند، ....)رافراموش می کنند.

کودکان نیز که باارتیاطات غیر کلامی سازگار شده اند،تصور می کنندعشق والدینشان به موفقیت آنها درمدرسه بستگی دارد.در واقع ارتباط والدین وفرلزندان وبیان عشق به مراتب ار موفقیت یا شکست آنان مهمتر است.دراینجا یک تناقض وجود دارد:تا زمانی که مابه فرزندان اثبات نکنیم همان گونه که هستند دوستشان داریم،پیشرفتی نمی کنند.

والدین عاقل درپیام ظاهری پنهانی  خود می گویند«صرف نظر از نحوه عملکرد تودرمدرسه یاهرجای دیگر تو رادوست داریم هنگامی که این عشق با ضربه ای آرام برپشت،درآغوش گرقتن،لبخند ونگاه محبت آمیز همراه شود،پیوندی مستحکم بین والدین وکودک ایجاد می کند.کودکان برای دریافت این تجربه هیچ گاه بزرگ نمی شوند.

(هنگامی که کسی این برخورد راباشما داشته باشد چه احساسی پیدا می کنید؟) این رفتارها، پیام موثری دربردارند.کودکان درتمام طول زندگی این پیام ها رافراموش نمی کنند. آنها ناخود آگاه وحتی خود آگاه باور می کنند که والدینشان درست در مورد آنها فکر می کنند.

نوشته:مجید رحمانی-دبیر واستاد دانشگاه

Majid-1350.mihanblog.com

Majrahmani2003@gmail.com





طبقه بندی: روانشناسی، راز های تربیتی، تربیت انسان، تربیت کودکان،

کودکم را درهیچ مدرسه ای راه ندادند.می گفتند کودک شما بیشتر   دررویا هایش به سر می برد.رویاهای بچه ها از رویاهای ما بزرگ ها، بزرگتر است.آنان درقالب های کوچک ما نمی گنجد..من کودکم را رها کردم وهرگز به مدرسه نفرستادم.ولی به اوگفتم تو باید یک روز هم شده است محضر یک معلم خوب را تجربه کنی.حتی اگر یک روز به پایان زندگی ات باقی نمانده باشد.

سالها گذشته بود واومی خواست در خودش تغییراتی اساسی ایجاد کند.اوهمیشه به اوج فکر می کرد وباورش همان بود که به تنهایی به قله های زندگی دست پیدا نمی کند. او شنیده بود که همراه را قبل از راه باید پیدا کند.کار ی آسان بوداو درزندگی به انسان هایی بافضیلت  وارزشمندی آشنا شده بود.ولی لین بار فرق می کرد.تا به امروز فقط زندگی کرده بود.اما حال دراویک اندیشه نو،جوانه زده بود.می خواست به مسافرت طولانی برود.باوجود این همه دوست،احساس بیکسی می کرد.او کسی راجستجو می کرد که راه رفتن را ونشانه های بین راه را نیز به او بیاموزد.

بسیار گشت تابه دیداریک معلم فرزانه شتافت واز او درخواست کرد که بگوید باید چگونه این راه راطی کند ونشانه های راه رابه او نشان دهد.مرد فرزانه به اوگفت من راه را ونشانه های بین راه رابه تو نشان می دهم.این سفر چنان که توتصور می کنی ساده نیست.این سفر پر از خطر است وباسختی ها ودشواری های بسیار همراه است.او به مرد فرزانه گفت من از سختی راه باکی ندارم .من در زندگی موانع زیادی را را از میان برداشته ام. واز دشواری ها نمی هراسم.مشکل من این است که نمی دانم چگونه این راه راطی کنم.من بیشتر به آداب سفر احتیاج دارم.

مرد فرزانه گفت من آموزشهایی سخت ودشوار به تو می دهم.گمان من این است که تو از انجام آنها ناتوانی؛نه از آن رو که بزرگند ودشوار.بلکه از این روکه باتمایلات درونی توناهماهنگ هستند.توهر چندصخره های بیرون را جابجا کرده ای؛فکر نمی کنیم به همان راحتی بتوانی برخلاف علایق وخواسته های درونت عمل کنی.

اوپذیرفت وروزها وماه ها درکنار مرد فرزانه به فراگیری وآموزش مشغول شد.او در سختی های سر سختی گرفتار شده بود ودرگرداب رنج وزحمتی بی شمار دست وپا می زد وتاب می آورد.او قبلاٌ مشکلات زیادی به جان خریده بودولی آموزشهایی که می دید به سختی وتلخی آن تجارب پیشین نبود.او دریافت که که برخلاف میل درونی اش از بلند کردن یک کیسه کوچک هم عاجز است.او نمی توانست برخلاف خودش باشد.تعلیمات مرد فرزانه،اوراعلیه خودش بسیج کرده بود.وقتی آدمی نخواهد کاری راانجام دهد،نمی تواند آن راسرانجام برساند.وبلاخره ازراه باز ماندوبسوی راهنمای دیگری شتافت.

پیر مردی که شاگردان کمی داشت.از آنجا که شاگردان او کم بودند همه فکر می کردند که کارش خوب نیست؛ آدم ها همیشه بر حسب ظاهر دیگران،تصورات خود راسازمان می دهند.این عادت آدم هاست که  درجاده های شلوغ بیشتر رفت وآمد می کنند وتنها بهانه اشان این است که همگان از آن راه می روند.حتی اگر آن راه بیراه باشد وگمشدگان آن بی شمار.درهرحال آدم ها گاهی مجبور می شوند از جادهای خلوت عبور کنندوخود رابه راه های بی عابر بسپارند.

او داستان خود رابه پیرمرد گفت واز اوپرسید:«آیا شما نیز مثل معلم پیشین به کارهای سخت وا می دارید.»پیر مرد گفت: «من چنان کاری با تونخواهم کرد.او می خواست از تو مراقبت کند ومن تصمیم ندارم از تو مراقبت کنم واز این روتو نمی توانی از من بخواهی تورابه شاگردی قبول کنم .باری راکه تو نمی خواهی به دوش بکشی، هیچ کس نمی تواند به دوش تو بگذارد.آدم ها همانی می شوند که می خواهندفنه آنی که آرزو می کنند .توراخواهش هایت تا به اینجا آورده است.تو اگر می خواهی به غیر این تبدیل شوی،باید خواه هایت رابه دوش بکشی وبه راهی دیگر ببری.تو بسیار رفته ای بی آنکه کمی تغییر کنی.شاید اکنون لازم باشد کمی درونت راتغییر دهی.آنگاه به طرز معجزه آسایی فرسنگ ها به پیش خواهی رفت.من چیزی بیش از این به تو نخواهم گفت.»

 

برگرفته از داستان های پائو لوکوئلیو

تهیه واندکی تغییر:مجید رحمانی-دبیر واستاد دانشگاه

Majid-1350.mihanblog.com





طبقه بندی: روانشناسی، راز های تربیتی، راز های زندگی،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 مرداد 1390 توسط مجید رحمانی

بازخورد عبارت است از نظر وواکنش معلم ،نسبت به وضعیت یادگیری دانش آموز.با دریافت هر بازخورد ،برای دانش آموز مشخص می شود که درچه وضعیتی قرار دارد وچه فعالیت هایی راباید انجام دهد وچه انتظاراتی از وی می رود .در حقیقت بازخورد،هسته مرکزی فرایند یاددهی ویادگیری است؛لذا فذایند بازخورد باید برروی انتظارات  موزشی وفعالیت های دانش آموز ترکز باشد وبه گونه ای انجام گیردکه به دانش آموزکمک کند،خطاها واشتباهاتش رادرجریان یادگیری کاهش داده ووظایف وتکالیفش را بادقت بیشتری انجام دهد.درواقع بازخورد نه تنها به دانش اموز درباره چگونگی مهارت ودانشی که کسب کرده است اطلاعاتی می دهد، بلکه به او می گوید که جگونه مهارتها ودانش خود را ارتقاء دهد.

متا سفانه در کشور ما معلمان نمرات توصیفی را به درستی درک نکرده اند وبیشتر نمرات را با یک شعر (چقدر قشنگ نوشتی ،فرشته بهشتی یا صد آفرین،هزار وسیصد آفرین یا آفرین دختر نازم و...) به انجام می رسانند گرچه این شعرها زیبا هستند ولی این شعر ها ارزشیابی توصیفی نیستندوبازخورد مناسبی برای کودک ووالدین او نیستند.

به طور کلی یک نمره مفید توصیفی وموثر شامل دو قسمت اصلی است:

1-توصیف وضعیت موجود(اول بیان موفقیت ها ودوم خطاها)      2- رهنمودبرای خطاها

در بخش توصیف وضیت موجودفمعلم،جایگاه دانش آموز رابه زبان ساده بیان می کند؛یعنی میزان موفقیت وخطاهای اورامشخص می کند.بنابراین،این قسمت،دوبخش  فرعی داردکه بخش اول،بیان میزان موفقیت وبخش دوم،بیان خطاای احتمالی است که درفعالیت های یادگیری او رخ داده است. بادریافت دراین بخش  از باخورددانش آموز با وضعیت واقعی خود آشنا می شود.در وهله اول(گفتن یا نوشتن موفقیت ها)، صدقانه بودن بازخوردها دردانش آموز ایجاد انگیزه می کند ودربخش دوم(خطاها) تصویر ی واقعی از تلاشهایش یه وی می دهد.بخش رهنمود برای تحلیل معلم از موفقیت وخطاهاست .رهنمود معلم به دانش آموز دررفع خطاها وتوسعه موفقیت هایش کمک می نماید.

به عنوان مثال فرض کنید که به دانش آموزان تکلیفی داده شده است که براساس آن باید اطلاعاتی درباره گیاهان فراهم کنند؛هدف اصلی این تکلیف، پرورش مهارت جمع آوری اطلاعات است.معلم بعد از مشاهده گزارش دانش آموزی به اوچنین باز خورد می دهد (شفاهی یا کتبی): «دخترم اطلاعات خوبی جمع آوری کرده ای،می بینم توانسته ای با دقت اطلاعات را به دست آوری.گزارشت را یک با دیگر بخوان ونقطه گذاری آن رااصلاح کن.»

معلمان آگاهند که مشاهده خطا درفعالیت های یادگیری دانش آموز، امری طبیعی است،لذا باتوجه به اهمیت بازخوردهای توصیفی، معلمان نبایددر فرایند یادگیری به دانش آموزان  نمره یا رتبه بدهند.دانش آموزان ،تنها بازخورد توصیفی ،دریافت می نمایند.

گفتگودر بازخورد(بازخورد شفاهی)  بسیار مهم است که از بازخورد کتبی موثر تراست.

بایان توضیحات به معلم پیشنهاد می شود برای ارائه یک نمره توصیفی سازنده ،جملات خود را بااین عبارتها ومشابه آنها آغاز کنند:

-دختر خوبم شما موفق شده اید که ........

-با خوشحالی زیاد می گویم که شما از عهده .........

-پسر خوبم...................... یاد گرفته اید.

- امروز از کارت لذت بردم، اما......

-امروز موفق شدی که ......... به درستی بنویسی.

باید در مورد موفقیت ها وخطاها ،تشویق یا تذکر به رفتار وکردار شخص باشد نه شخصیت ومنش فرد(به پست رازی مهم-1 کلیک کنید)

بعد از جملات انگیزشی که به موفقیت های کودک  ،جملات  رهنمود ی خودرا بایان عبارتها آغاز کنید:

-          - نیازمند آن است که ........

-          - درزمینه......................... به تقویت نیاز داری.می توانی این کار ........

-          - به نظر می رسد در.......................... مشکل داری می توانی.................

-          -با انجام فعالیت های ....................... موفق می شوی

از آوردن جملاتی مانند: (نمی توانی- همیشه اشتباه می کنی قادر نیستس این را هم انجام دهی- کارهایت نامرتب است) پرهیز شود

همچنین باید به وی گفت چه تلاشی، به چه میزان وچگونه انجام دهد.

شاید بعضی از معلمان بگویند که این گونه بازخورد به زمان زیادی نیاز است.باید به این عزیزان گفت که راه آن این است که 1- لزومی ندارد همه دانش آموزان در یک روز بازخورد داده شوند2- هر جلسه معلم می تواند به گروهی از دانش آموزان بگوید که کار دوستانشان راارزشیابی کنند(همسال باز خوردی)3- هر جلسه گروهی خود بازخوردی انجام دهند4- بازخورد شفاهی درحین کار(گفتگوبا کودک)5- معلم می تواند تمام مراحل 1تا4 را دریک جلسه انجام دهد 6- ومهم تر از همه تغییر روش تدریس(در پست بعدی....

ارزشیابی توصیفی- مولفان دکتر محمد حسنی ودکتر حسین احمدی

تهیه وتنظیم با کمی تغییرات: مجید رحمانی استاد دانشگاه

Majid-1350.mihanblog.com





طبقه بندی: روش تدریس، آموزش ابتدایی،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 تیر 1390 توسط مجید رحمانی

پایه واساس برخورد جدید با نظم وترتیب تفاوت قائل شدن مابین رفتار واعمال ماست.

مااعمال را محدود می کنیم؛ اما امیال واحساسات را محدود ومنع نمی کنیم.

اکثر مشکلات انظباطی از دوقسمت تشکیل شده اند:احساسات خشمگینانه واعمال خشمگینانه.باید به هر یک از آنها به طور متفاوتی رسیدگی کرد.احساسات باید مشخص شده وبیان گردد؛اما می توان اعمال را محدود کرد ومجدداً به آن جهت داد.گاه گداری، تعیین احساسات کودک ممکن است به تنهایی کافی باشد تا شک وتردید را برطرف کرد.

مادر:به نظر می رسد که امروز عصبانی هستی.

پسر:البته که عصبانی هستم.

مادر:تو از دست چه کسی عصبانی هستی؟

پسر: ازد ست شما!

مادر:بگو ببینم چی شده؟

پسر:تو مرا به بازار نبردی اما آرزو رابردی.

مادر:این موضوع تو راعصبانی کرده است.قول می دهم پیش خودت گفتی،«مادر اورا بیشتر از من دوست دارد»

پسر:بله

مادر:گاهی اوقات واقعاًاین طور احساس می کنی.

پسر:البته،همینطور است.

مادر:می دونی عزیزم هروقت چنین احساسی داشتی بیا وآنرا به من بگو.

کودکان اجازه دارند احساسات خود رابیان کننداگرچه ما باآن مخالف باشیم؛اما درمورد اعمال ورفتار گاهی این اجازه راندارند.

برخورد های امروزی می بایست هم به احساسات وهم به رفتار واعمال کودک یاری برساند. والدین در تحت  هر شرایطی به کودک اجازه می دهند تا درباره احساسات خود صحبت کنند درحالیکه اعمال ناپسند وناشایست او رامحدود وهدایت می کنند.محدودیت ها به طریقی تعیین می شوند که حس عزت نفس را چه درپدر ومادر وچه درکودک محفوظ نگه دارد.محدودیت ها نه دل بخواهی واختیاری هستند ونه سبک سرانه؛ بلکه محدودیت ها آموزشی وشخصیت ساز هستند(مراجعه شود به پست چگونگی محدودیت ها- اینجا کلیک کنید) .این محدودیت ها وممنوعیت ها بدون خشونت وخشم بی اندازه به اجرا در می آیند.رنجش ظاهری که به خاطر این محدودیت ها درکودک به وجود می آید پیش بینی شده است وقابل درک است؛به علاوه کودک به سبب عدم علاقه به چنین ممنوعیت هایی مورد مواخذه وتنبی قرار نمی گیرد.

بنابر این ،انضباط اتخاذ شده ممکن است باعث شود تا کودک آنرا بطور داوطلبانه بپذیرد وخود راملزم بداند تا برخی از اعمال ورفتار های خود را نهی یا تغییر دهد.بدین معنا،اضباط پدرانه ومادرانه ممکن است تدریجاًخود به نظم درآورده شود.

کودک با یکی شمردن هویت خود با هویت پدر ومادر وارزش ومعیار هایی که والدین مظهر ان می باشند،برای منضبط کردن خود به معیار های درونی دست می یابد.

تهیه وتنظیم:مجید رحمانی

Majid-1350.mihanblog.com

برگرفته از کتاب روابط بین پدرومادر با کودک(نویسنده:دکتر هایم گینات)





طبقه بندی: روانشناسی، تربیت انسان،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 تیر 1390 توسط مجید رحمانی

ایجاد ارتباط میان عناصر نامربوط وپدید آوردن کیک ایده ی جدید، بیانگر مهارت ترکیب درخلاقیت است.قصه نویسی وداستان پردازی از جمله مهم ترین فعالیت های خلاق است که داشتن خلاقیت در آن  علاوه به مهارت ها وفنون داستان نویسی به مقدار زیادی مستلزم به کار گیری مهارت ترکیب می باشد.ترکیب درداستان پردازی غالباً چیزی است که ایده ی اولیه ی داستان را پدید می اورد .دربسیاری از موراد طرح اصلی یک داستان در نتیجه ارتباط میان چند عنصر مختلف با یکدیگر به طور تصادفی خلق می شود وسپس نویسنده ،آن را به یک اثر کامل بدل می سازد.دراین تمرین دانش آموزان یاد می گیرند که باترکیب وایجاد ارتباط میان کلمات یا تصاویر مختلف به صورت تصادفی،ایده های فراوانی راخلق کنند وانها را درخلق داستان های گوناگون به کار گیرند.

روش کار: دراین روش ،دانش اموزان باید سعی کنند با ایجاد ارتباط میان کلمات مختلف که بطور تصادفی انتخاب می شوند،ایده هایی را برای طرح ریزی یک داستان بیابند.شما برای انجام این روش به تنها چیزی که احتیاج دارید،فهرستی از کلمات مختلف است که باید آنها راروی قطعات کوچک کاغذ بنویسید وبصورت جداگانه درون جعبه ای قرار دهید.مثلاً:

-       نام مکان ها: خیابان – کوچه- خانه-دریا- آسمان- جنگل .و..

نام اشیاء: ساعت- توپ-پنجره-خودکار-تخته سیاه- مداد- رادیوو...

نام رنگ ها: آبی- سفید –سبز- سیاه-  و...

نام حیوانات: گربه –آهو-شیر- کرگدن-و...

افراد: پدر-مادر-پدربزرگ-مجید-هلیا-مریم-و...

و...

پس ازتهیه ی فهرستی از موارد بالا،از هرکدام از دانشآموزان بخواهید که بطور تصادفی سه کلمه را ازمیان دسته های مختلف کلمات انتخاب کنند وسپس باکمک این سه کلمه داستان خود راخلق کنند.بطور مثال:

باغ-رادیو-شب

کبریت- قایق- جاده

انگور- مریم- نامه

اسب- پنجره- گلابی- کامیون

مادر-شیشه- کلاغ- هدیه

 روش دوم نیز اینست که گاهی  شما از جعبه های مختلف این انتخاب راانجام دهید .

روش سوم اینست که برای سنین پائین تر ویا برای جذابیت وبازی بعد از انتخاب ،فقط از هر دانش آموزی بخواهید که بین این سه کلمه یک جمله بسازد(فقط با یک فعل)

روش سوم اینست که بجای کلمات از تصاویر استفاده نمائید(این روش برای خردسالان کاربرد بیشتری دارد.)

تهیه:مجید رحمانی:دبیر واستاد دانشگاه

Majid-1350.mihanblog.com

برگرفته از کتاب کلاس خلاقیت،نوشته افشین سلیمانی



طبقه بندی: روش تدریس، آموزش راهنمایی، آموزش ابتدایی،
.: Weblog Themes By Pichak :.


(تعداد کل صفحات:8) 1 2 3 4 5 6 7 ...

} } document.onmousedown=noRightClick داغ کن - کلوب دات کام
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

چت

اخلاق اسلامی

قالب بلاگ اسکای

قالب وبلاگ

download

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا