تبلیغات
روش های نوین تربیت وتدریس

روش های نوین تربیت وتدریس
همیشه نباید ما بزرگترها به کودکان نمره«بیست»بدهیم،بگذاریدیک بار هم آنها به ما «بیست» بدهند
نویسندگان
نظر سنجی
دانش آموز دیپلمه هستم چگونه عشقم را مدیریت کنم تا به اهدافم برسم؟






تربیت درست کودکان از نگاه روسو(فیلسوف بزرگ تربیتی)

کودک باید ازسن 2سالگی تا12 سالگی ازطریق بازی وورزش درطبیعت حواس خودرا(5 حس)نیرومندسازد.ازراه زندگانی کردن درطبیعت،تحمل کردن تاثیرات گوناگون مانندسرماوگرماوحتی رنج های جسمانی رابیاموزد.

بعد از12سالگی ببعداست که به پرورش فهم می رسیم وانچه تاکنون ازراه حواس دریافته،بصورت مفهوم درمی آوردواین کار برزمینه تجربه های حسی وی وباتوجه به شوق طبیعی او به فهمیدن،انجام می دهد.کودک کنجکاو است ازاینروآنچه می بیندو می شنودبرای اوپرسشهایی پیش می آورد.معلم واولیاء به پرسشهای اوپاسخ قاطع نمی دهند زیرااین کاراوراازاندیشیدن بیشتر،بازمیدارد؛بلکه باپرسیدن پرسشهای راهنماینده اورابرآن می دارندتابه کوشش خودوبه راهنمایی آموزگارواولیاء خویش،مشکل رابگشاید.اهمیت این روش که اصل آن ازسقراط است و(کشف دوباره)خوانده می شود،درآن است که توانایی فهمیدن راپرورش می دهد وشوق به آموختن رادرشاگرد بیدار می کند.اگرچه این کار زمانبر وطولانی است.

پس آموزگار خوب کسی نیست که درکمترین زمان بیشترین اطلاعات را می آموزد؛بلکه کسی است که شوق آموختن وفهمیدن رادرشاگرد برمی انگیزد.زیراهدف آموزش وپرورش گرد آوردن وانباشتن اطلاعات نیست بلکه بکار آوردن توانایی اندیشیدن وفهمیدن است.

تربیت اخلاقی کودکان ونوجوانان (چه کنیم تا بچه ها دروغ نگویند؟):

تربیت اخلاقی آموختن اخلاق نیست بلکه فراهم کردن زمینه ای است برای واقعیت یافتن نیکی طبیعت انسان؛

روسو درتربیت اخلاقی بر تربیت منفی تکیه می کند.یعنی لازم نیست برای کودکان درباره ی اهمیت راستی ودرستی داد سخن بدهیم وهمیشه پند واندرز کنیم.کافی است دوریی رابه آنان نیاموزیم وبه دروغ وادارشان نکنیم.(لازم است بدانید تربیتی که برپایه ترس وکیفر باشد زمینه ای می گردد برای دروغ گفتن)به جای پند واندرز ونیز منع کردن وبازداشتن،بهتر است زمینه ای برای حرکت،فعالیت،بازی وورزش پدیدآوریم.

تربیت اخلاقی کودکان ونوجوانان (مشکل مسئله جنسی بچه ها):

مانند بالا بجای بازداشتن ومنع کردن باید بافراهم آوردن شرایطی مانند (بازی،فعالیتها،ورزش ،حرکت )نیازهای اولیه ومورد علاقه آنها رانیرومندتر وپویاتر کنیم .کودکی که بیشتر زمان وقت خود رابه فعلیت وورزش مورد علاقه ی خود می پردازد، کمتر زمان داردکه به مسئله ی جنسی (که بیشتر در بی تحرکی ونداشتن هدف وبرنامه و.. بوجود می آید)بپردازد.

تربیت دین دربچه ها(چه کنم بچه ام به ایمان روی کنئد؟)

تربیت دینی نیز مانند بالا برتربت منفی نهاده شده یعنی تربیت دینی به هیچ روآموختن آداب واحکام دینی(تربیت مثبت) نیست. تربیت دینی بیدار کردن محبت وستایش خداست درانسان. دراین معنی است که روسومیگوید من هر دینی راخوب می شمارم بشرط انکه پیروان آن خدا رابشناسند وبراستی پرستش کنند .

(لازم است بدانید دین دردوکلمه خلاصه می شود1- ( تعریف وحمد خدا :مادرحمد نماز ،با رحمان ورحیم ،صمد،لم یلد ولم یولد،مالک یوم دین و..خدار بامحبت استایش می کنیم)2- نیایش(درخواست کردن): مادرحمد نماز با اهدناالصراط المستقیم، غیرالمغضوب علیهم وقنوت و...ازخدا درخواست داریم به شرطی که این درخواستها براستی درخواست قلبی ومورد نیاز ما باشد وخواستار آن نیاز ها باشیم.)

 چرا دانش آموزان نبایدموضوعات مختلفی رایاد بگیرند؟

یکی از مد امروز خانواده اینست که بچه هارا درکلاس های مختلف نقاشی،کامپیوتر،زبان و...ثبت نام می کنندحتی مدارس غیر انتفاعی برای اینکه به خانواده ها القاء کنندکه نسبت به مدارس معمولی بیشتر کار می کنندو...دروس مختلف بالارابصورت فوق العاده به دانش آموزان آموزش می دهند.درحالیکه از نظرمربیان وفلاسفه تربیتی ونیز ازنظر یاسپرس فیلسوف بزرگ معاصر، تاکید برروی موضوعات بسیار وگوناگون،روح وحدت وکل بودن افراد راازمیان می بردوتوجه عمیق راکه درحقیقت،توجه به یک چیزاست،برروی موضوع های بیشمار پراکنده می کند ونابود می سازد.

درحقیقت وحدت انسان که هدیه اش ،آرامش وشادی روان برای انسان امروزه است رابااین کارازانسان می گیرد واطلاعات پراکنده وبیشمار، روح یگانگی راازانسان امروزی می گیرد وبجایش شادی جسمی (آسایش)ودرعین حال افسردگی ،تنهایی، بی هویتی،پوچی و... به او می دهد...

راز حقیقی ستایش خدابرای کودکان وخود:

راه حقیقی ستایش خدا،همانا طبق اراده ی او(وجدان یاخردعملی) عمل کردن است.واین چیزی است که باید انجام آن راازکودکان بخواهیم.باید دقت کنیم که نه ماونه کودکان نام خدا رابیهوده وبسیار بر زبان نرانیم....

ایده خداهربارکه به زبان می آید،جان مارا ازاحترام سرشار می کند.این نام باید بندرت برزبان آید وهیچگاه سبک گرفته نشود.باید ایده ای اربرترین موجود(باشنده)،به کودکان بدهیم.... اماایده ها باید کم وفقط منفی باشند.این ایده هاباید ازآغاز نوجوانی به آنان دادولی درهمان حال باید دقت کردکه آنهابه حسب آیین های مذهبی(مسیحی ، یهودی ،اسلام و...) درباره ی دیگران قضاوت نکنند.زیرا به رغم گوناگونی دین ها،حقیقت دین یکی است.

                                                                     ( امانوئل کانت)

متاسفانه اکثر خانواده هابرای اثبات سخنان خود از خدا کمک می گیرندبه اینکه مثلا:(خداازاین کاربدش میاد)یا(خداکورت میکنه)یا(اگه می خوای خداازت راضی باشه) وقسم های زیادکه نام خدادرآنها دیده می شود.

دراین موارد1- نام خدابه خدازیادبکاربردن سبک گرفته می شود.2- کودک کاری راعلاقه دارد انجام می دهد واکنون خداازاین کاراو خوشش نمی آید(به قول پدر ومادر) پس کودک احساس می کند که خدابااو مشکل دارد.3-احساس گناه درکودک 4- تصویر غلط ازدین واسلام 5- عزیز شدن پدر ومادر وبد شدن خدا و...

تمامی این موارد غلط واشتباه می باشد وباید نام خدا بسیار کم وبااحترام برای کودک به زبان آورده شود.ومشکل کودک راازراه دیگری حل کنیم.

نامش همی نرانم بردن به پیش هرکس               گه گه به ناز گویم سرو روان من کو؟

 

چرا نباید درزمان کودکی مطالب زیادی(قرآن-انگلیسی-شاهنامه و.. )رابیاموزانیم؟

(دکترعبدالحسین نقیب زاده):[کار مربی مانند یک باغبان است که باید از قانون طبیعت یاری بگیرد.

درپیروی ازقانون طبیعت است که آموزش نظری ابتدا باید برنگرش حسی(حواس عینی وتجربه)باشد زیراطبیعت کودک چنان است که نخستین توانایی اوهمانا توانایی حسی است ودست یافتن به مرحله دریافت مفهوم ها تنها انگاه برای اوممکن است که مرحله نخست راپیموده باشد.دراین راه،شتابزدگی حتی زیان آوراست.پستالوتسی فیلسوف ومربی بزرگ تربیتی درکتاب تربیت انسان می گوید:(طبیعت ،شایستگی برتر آدمی راهمانند گوهری درصدف پنهان استفدراو پنهان کرده است.اگر صدف راپیش از وقت بشکنید گوهری ناقص خواهید یافت.)

بدینسان نشاندن واژه هابه جای خود چیز هایعنی به کاربردن وازه هاومفهوم هایی که برای کودک هیچگونه زمینه حسی وتجربی ندارندفنه تنها چیزی رابه او نمیآموزد؛بلکه مانع به کارآمدن فهم ومایه لفاضی است .]

متاسفانه اکثر خانواده ها ازاین لفاضی کودک خوششان می آیدوبرای دیگر خانواده نیز اصطلاحا پزمی دهند.

مدلی که خانواده های امروزی درپیش گرفته اند اینست که کودکشان درکودکی همه چیز رابداندوبه همین خاطر اورابه کلاسهایی می فرستند که اولا کودک فعلاهیچ نیازی به این کلاس ها ندارد ودوم آنکه براساس مراحل رشد کودک ،این کلاسها درزمانهایی برای اواز طرف مربیان تنطیم شده ودردوره نوجوانی وجوانی این مطالب رابافهم خود یاد می گیرد.

لازم است بدانید کودک بنابه حافظه ای که داردمی تواند همه مطالب را حفظ کند .اما پس کودکی وجوش وخروش او چه می شوداگرچه این مطالب او فقط جنبه حفظی دارد وبه فهم وبینش اوربطی ندارد.

پس بدانید درصدف کودک ،گوهری نهاده شده است.این صدف راپیش ازموعد بیرون نیاورید وبه دیگران پز ندهید.کارشما اینست که مانند یک باغبان شرایط رافراهم کنید تااین گوهر درشت شود وبعد ازبزرگ شدن،خودش هویدا شودتااز درخشش نورش ،جهان راروشن کند.

چگونه می توان کاری کردکه کودکان و جوانان مابه راه خلاف نروند؟

انسان به خودی خود نیک است ومی خواهد که نیک باشد ولی می خواهد که این نیکی بانیکبختی همراه گردد.از اینروتنهاآنگاه به راه بدخواهد رفت که راه بسوی نیکی براو بسته باشد.

 


.: Weblog Themes By Mah Music :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ توسط مجید رحمانی،مشاور واستاد دانشگاه دررشته فلسفه تربیت تهیه گردیده است
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
} } document.onmousedown=noRightClick داغ کن - کلوب دات کام -download2">@moshavereschool