تبلیغات
روش های نوین تربیت وتدریس

روش های نوین تربیت وتدریس
همیشه نباید ما بزرگترها به کودکان نمره«بیست»بدهیم،بگذاریدیک بار هم آنها به ما «بیست» بدهند
نویسندگان
نظر سنجی
دانش آموز دیپلمه هستم چگونه عشقم را مدیریت کنم تا به اهدافم برسم؟






تمامی جملات داخل گیومه از( باروخ اسپینوزا) میباشد که برای درک بیشتر جملات،من شرحی کوتاه برآن نوشته ام.

«برترین نیک روان،شناسایی خدا؛وبرترین هنر(فضیلت) روان،شناختن خداست.»

روان انسان ،که وجهی از صفت اندیشیدن خداوند است،تا آنجا که به ذات خدایی خود،آگاه است وتا آنجا که چیزهارادرنسبت بابنیاد حقیقی آنهایعنی خدا می نگرد،آزاد،موثروشاد است وتا آنجا که از حقیقت خود وبنیاد حقیقی،غافل است؛از سویی همه ی رویدادهاراچون پیشامد های اتفاقی می نگرد واز سویی دیگر،دستخوش تصورها است وبدینسان متاثر، ودستخوش انفعالات است.

چنین انسانی که همه چیز رااتفاقی وشانسی می پنداردوبه همین خاطر خود رامنفعل می بیند.پس سه عنصر انسان نیکبخت (موثر-شاد-فعال) رااز دست می دهد.

نتیجه ای که درپایان می توان گرفت اینست که روان انسان ،برترین کاری که داردشناسایی خداست تا بتواند به سه عنصر نیکبختی برسد.یعنی آزادباشد،شاد زندگی کند ودرزندگیش موثر باشد.اما چگونه باید این کار مهم راانجام دهد؟

«کسی که خود وتاثر های خودرا،روشن ومتمایز بشناسد،خدا رادوست دارد وهر چه شناسایی اواز خود واز تاثر هایش بیشتر باشد،عشق او به خدا بیشتر است»

کسی که میدان اندیشه ی خود رابه صحنه ی بازی تصورها وتصویر هایی که یکی پس از دیگری می آید،تبدیل می کند یعنی خود رابه نیروی یاد وخیال می سپارد،همواره از یک انفعال به انفعال دیگر کشیده می شودبی آنکه دراین پشت بیم وامیدی که همراه آنهاست،نقش فعالی داشته باشد؛اما اگر بتواند به نیروی فهم، به ژرفای آنها راه یابد یعنی آنها رابشناسد واز هر یک،تصوری روشن ومتمایز بسازد از تاثیر آنها آزاد خواهدشد.

برای نمونه اگر کسی که درچنگال خشم گرفتار است بتواندبه تحلیل عامل هایی که این حالت رادراو برانگیخته اند بپردازد ودریابد که خود آن عامل ها نیز به وسیله ی عامل های دیگری پدید امده اند یعنی اختیاری از خود نداشته اند؛خشم او فرو خواهد نشست.

چنین انسانی که تصورها وتاثرات زندگیش را روشن می نمایدوبانیروی فهم به ژرفای اتفاقات می پردازد،خدا رادوست خواهد داشت پس باین دوست داشتن خدا به چه خواهد رسید؟

«نیکبختی پاداش هنر نیست بلکه خود هنر است واین شادی از راه باز داشتن شهوات پدید نمی آید بلکه برعکس،این شادی است که بازداشتن شهوات راممکن می سازد.»

هیچ کس از بازداشتن شهوات به نیکبختی نمی رسد بلکه برعکس ،این شاد وموثر بودن در کارها است که باعث می شود توانایی برای بازداشتن شهوات بیشتر شود.

انسانی که منفعل است ودر کارها موثر وفعال نیست،آزاد نیست بلکه بندگی آدمی بیشتر است.درحالیکه به هر اندازه نیروی فهم بیشتر شود،نیروی انفعال کمتر می شود وبه همان اندازه ،آزادی انسان بیشتر می گردد.

وجه تمایز ما باموجودات درفهم وخردمی باشد.پس اگر با این خرد بتوانیم خود وتاثرات خود راروشن نمائیم،خدا راشناخته ایم.

 

      نوشته :مجید رحمانی-استاد فلسفه تربیت

وبلاگ:majid-1350.mihanblog.com




طبقه بندی: روانشناسی، راز های تربیتی، تربیت انسان،
[ یکشنبه 9 اسفند 1388 ] [ 11:26 ب.ظ ] [ مجید رحمانی ]

.: Weblog Themes By Mah Music :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ توسط مجید رحمانی،مشاور واستاد دانشگاه دررشته فلسفه تربیت تهیه گردیده است
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
} } document.onmousedown=noRightClick داغ کن - کلوب دات کام -download2">@moshavereschool