تبلیغات
روش های نوین تربیت وتدریس

روش های نوین تربیت وتدریس
همیشه نباید ما بزرگترها به کودکان نمره«بیست»بدهیم،بگذاریدیک بار هم آنها به ما «بیست» بدهند
نویسندگان
نظر سنجی
دانش آموز دیپلمه هستم چگونه عشقم را مدیریت کنم تا به اهدافم برسم؟






اگر بر جای من غیر گزیند دوست حاکم اوست

                           حرامم باد اگر من جان بجای دوست بگزینم

عشق جوششی یکجانبه است،به معشوق نمی اندیشد که کیست؟یک«خودجوش ذاتی»است

واز این روهمیشه اشتباه می کندودرانتخاب بسختی می لغزدویا همواره یکجانبه میماند وگاه،میان دوبیگانه ی ناهمانند،عشقی جرقه میزند وچون درتاریکی است ویکدیگر رانمی بینند ،پس از انفجار این صاعقه است که درپرتو روشنائی آن،چهره ی یکدیگر رامی توانند دید ودراینجا است که گاه،پس از جرقه زدن عشق،عاشق ومعشوق که درچهره ی هم مینگرند،احساس می کنند که هم رانمی شناسند وبیگانگی وناآشنائی پس از عشق-که درد کوچکی نیست-فراوان است.(دکتر شریعتی)

علت قشنگ بودن وجذاب بودن عشق دونفر دراین است که دراین بین یک راز-یک اشاره-یک لبخند-یک عشوه-یک ناز-یک فراق ووصال وجود دارد.

همین که یک دختر برای عاشقش لبخندی از دور یا عشوه ای پنهانی درکوچه ای ویاخنده های زیر لب درتلفن و... انجام می دهد همه ی اینها یک راز است وهمین راز ودوری آن رازیبا ودلفریب می کند به طوری که خواب رامی برد وانسان را به انقلاب در می اندازد.

اما این راز ودوری باازدواج به پایان میرسدوبا نزدیکی این عشق به ابتذال می کشدو وبعد از زمانی دیگر عشقی که نمی ماند ،بماند وبه زبان شریعتی ،بعد از روشن شدن روشنایی ،دو نفر احساس می کنند که برای هم بیگانه اند.ودیگر عشقی نمی ماندو...(نگران نباشید.ادامه متن رابخوانید)

اینجاست که دوست داشتن جای عشق رامی گیرد؛یعنی دونفر ی که احساس می کنند برای یک هدف گام بر می دارند ودراین راه هم هدف هستند.

اگر دو نفر هدف های کلی زندگیشان متفاوت باشد هم عشق وهم دوست داشتن از بین می رود وبیشتر زندگی انسان های امروزی از روی اجبار ویک حالت عادی وروزمره در جریان است.وبعضی جرات پیدا می کنند که باجدایی ،این اجبار وعادی شدن رادرهم شکنند.(مجید رحمانی)

عشق برخلاف تصور همگان نگاه کردن دو نفر در هم نیست بلکه عشق جاویدان نگاه کردن دونفر به یک نقطه است.(دکتر الهی قمشه ای)

من این عشق جاویدان وپایدار رادوست داشتن می نامم(مجید رحمانی)

بااین حال می خواهم تفاوت عشق ودوشت داشتن(عشق واقعی وجاویدان) از نظر دکتر شریعتی درکتاب (هبوط درکویر) برایتان شرح دهم.

«عشق با دوری ونزدیکی درنوسان است.اگر دوری بطول انجامد ضعیف می شود.اگر تماس دوام یابد به ابتذال می کشد.اما دوست داشتن با این حالات نا آشنا است.دنیایش دنیای دیگری است.

دوست داشتن ازعشق برتر است.عشق یک جوشش کور است وپیوندی از سر نابینایی.اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه واز روی بصیرت روشن وزلال.

عشق بیشتر ازغریزه آب میخورد وهر چه از غریزه سرزندبی ارزش است ودوست داشتن از روح طلوع میکند وتاهر جا که یک روح ارتفاع دارد.دوست داشتن نیز همگام باآن اوج می یابد.

عشق زیبائیهای دلخواه رادرمعشوق میآفریند ودوست داشتن زیبائی های دلخواه رادردوست می بیند ومی یابد.

عشق یک فریب بزرگ وقوی است ودوست داشتن یک صداقت راستین وصمیمی،بی انتها ومطلق.

عشق دردریا غرق شدن است ودوست داشتن دردریا شنا کردن.

عشق بینائی رامیگیرد ودوست داشتن میدهد.

عشق خشن است ودرعین حال ناپایدار ونامطمئن ودوست داشتن لطیف است ونرم ودرعین حال پایدار وسرشار از اطمینان.

عشق همواره باشک آلوده است ودوست داشتن سراپا یقین است وشک ناپذدیر.

از عشق هر چه بنوشیم ،سیراب تر می شویم واز دوست داشتن هر چه بیشتر،تشنه تر.

عشق هر چه دیر تر می پاید کهنه تر میشود ودوست داشتن نوتر.

عشق نیروئی درعاشق،که اورابه معشوق میکشاند،ودوست داشتن جاذبه ای است دردوست،که دوست را بهدوست میبرد.

عشق،تملک معشوق است ودردوست داشتن تشنگی محم شدن دردوست.

عشق اسارت در دام غریزه است ودوست داشتن آزادی از جبر مزاج.

عشق مامور تن است ودوست داشتن پیغمبر روح.

عشق لذت جستن است ودوست داشتن پناه جستن.

عشق غذا خوردن یک گرسنه است ودوست داشتن(همزبانی درسرزمین بیگانه یافتن) است.

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست وگذر فصل ها وعبور سالها برآن اثر میگذارد،اما دوست داشتن درورای سن وزمان ومزاج زندگی میکند وبرآشیانه ی بلندش روز وروزگار رارستی نیست...

عشق،درهر رنگ وسطحی،بازیبایی محسوس،درنهان یاآشکار،رابطه دارد.چنانکه شوپنهاور می گوید:«شما بیست سال برسن معشوقتان بیفزائید،آنگاه تاثیر مستقیم آنرا برروی احساستان مطالعه کنید!»

اما دوست داشتن چنان درروح غرق است وگیج وجذب زیبائی های افق های روشن وصمیمی (ایمان) دربرابرشان باز می شودونسیمی نرم ولطیف،هر لحظه پیام الهام های تازه ی آسمان های دیگر را بهمراه داردوخودرا،به مهر وعشوه ای بازیگر وشیرین وشوخ،هرلحظه،برسروروی این دو میزند.

عشق درغالب دلها،درشکل ها ورنگهای تقریبا" مشابهی، متجلی می شودودارای صفات وحالات ومظاهر مشترکی است،اما دوست داشتن درهر روحی جلوه ای خاص خویش دارد واز روح رنگ میگیرد وچون روح ها،برخلاف غریزه ها،هر کدام رنگی وارتفاعی وبعدی وطعم وعطری ویژه خویش دارد،میتوان گفت که به شماره ی هر روحی،دوست داشتنی هست.»

   اکنون شما بگوئید که به عاشق همسرتان  هستید یا باهم دوست هستید ویا هیچ کدام...

اگر براستی به همسرتان دوست باشید،چه نیکبخت هستید!!!

                    نوشته:مجید رحمانی(استاد فلسفه تربیت)




طبقه بندی: راز های زندگی،
[ سه شنبه 11 اسفند 1388 ] [ 11:18 ب.ظ ] [ مجید رحمانی ]

.: Weblog Themes By Mah Music :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ توسط مجید رحمانی،مشاور واستاد دانشگاه دررشته فلسفه تربیت تهیه گردیده است
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
} } document.onmousedown=noRightClick داغ کن - کلوب دات کام -download2">@moshavereschool