تبلیغات
روش های نوین تربیت وتدریس - مطالب مجید رحمانی

روش های نوین تربیت وتدریس
شما معلم دانش آموزان هستید ،نه معلم کتاب

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاریخ شنبه 15 بهمن 1390 توسط مجید رحمانی
پیشتر از این، گروهی از محققان علوم اجتماعی، خانواده را به «گروهی از افراد که روابط آنان با یکدیگر بر اساس هم خونی شکل می‏گیرد و نسبت به هم خویشاوند محسوب می‏شوند»؛ تعریف کرده بودند. گروهی دیگر از جامعه شناسان، برای تعمیم خانواده، به گونه‏ای که افزون بر روابط هم خونی، مواردی هم چون فرزند پذیری و پذیرش‏های اجتماعی و قراردادی را نیز در برگیرد، خانواده را این گونه تعریف کردند: «گروهی است متشکل از افرادی که از طریق پیوند زناشویی، هم خونی یا پذیرش، با یکدیگر به عنوان شوهر، زن، مادر، پدر، برادر، خواهر و فرزند در ارتباط متقابلند و فرهنگ مشترکی پدید آورده و در واحد خاصی زندگی می‏کنند». باقر ساروخانی، دائرةالمعارف علوم اجتماعی، تهران، انتشارات کیهان، 1375 دیگر صاحب نظران نیز در حوزه‏های مختلف علوم انسانی، تعاریف و تعابیر مشابهی در تعریف خانواده به کار برده‏اند، برای نمونه، به دو تعریف دیگر اشاره می‏شود:
ـ خانواده ترکیبی از افرادی است که از راه خون، زناشویی، و یا فرزند پذیری، با یکدیگر ارتباط می‏یابند و طی یک دوره زمانی نامشخص، با هم زندگی می‏کنند ـ خانواده پیوندی است که با نهاد ازدواج، یعنی صورتی از روابط جنسی، که به تصویب جامعه رسیده، مرتبط است.
اما من خانواده رااز نظر خودم(عاشقانه ومنطقی) توصیف می کنم یک رابطه ی زیبا واحساسی بدور از .... پس احساس مرابصورت یک برنامه پاور پوینت زیر ببینید؛برنامه ی مرا دانلود کنید؛

رابطه خانواده

مهر مادرانه




طبقه بندی: روانشناسی، راز های زندگی،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 دی 1390 توسط مجید رحمانی

دل نوشته های یک دانش آموز

من در مدرسه ،هیچ وقت خوشحال نیستم .معلم ها وشاگرد هامرامسخره می کنند.دراین مدرسه،فقط هرکس راکه نمره بیست بگیرد،خوب می دانند.سرصف،اسم اورامی گویند،کارت آفرین رابه اومی دهندواورا تشویق می کنند.اما من هیچ وقت نمی توانم نمره بیست بگیرم.هر کاری می کنم،باز نمی توانم .مادرم بلد نیست بامن درس بخواند! پدرم شب ها دیر وقت به خانه می آیدوهمیشه خسته است!

وقتی معلم مرا پای تخته می برد،نمی توانم مسائل راحل کنم،می ترسم،زبانم می گیرد وخطم بد می شود!ومعلم سرم داد می کشد!بچه ها به من می خندند ومی گویند:«خانم،او از بس درس خوانده است،هول می شود!!»

بچه هااز خود راضی هستند؛من از دست آنها ناراحت می شوم ودلم می خواهد بمیرم!

من بلدم کتاب فارسی رابخوانم،می توانم گل لاله بکشم،بلدم با مقوا کاردستی بسازم،بلدم بادبادک درست کنم وباد بادک راهوا کنم،می توانم زنگ ورزش بدوم،اما هیچ وقت معلم به من نمی گوید:«آفرین» ویا«کارت آفرین»به من نمی دهد! چون من بلد نیستم مسائل حساب راحل کنم.مادرم هم بلد نیست،پدرم هم بلد نیست.تازه بیشتر مسائل ریاضی ما راخانم مدیر بلد نیست حل کند.من مدرسه ام راهیچ دوست ندارم؛مدرسه ای که بچه ها راباهم بد می کند،مدرسه ای که به بچه ها می خندد.مدرسه ای که درآن یک نفر را همیشه سر صف ببرند ویک نفر را همیشه تشویق کنند! این مدرسه ، یک مدرسه بد بد است.

                                                   برگرفته از مجله تکنولوژی  آموزشی-شماره220  -دی ماه 1390





طبقه بندی: تربیت کودکان،
نوشته شده در تاریخ شنبه 26 آذر 1390 توسط مجید رحمانی

بیشتر معلمین موضوعاتی رابرای تحقیق  به دانش آموزان می دهندواز آنها می خواهند که درمورد این موضوعها اطلاعاتی جمع آوری وبه کلاس ارائه دهند.وبدون اینکه آموزشی درمورد مراحل تحقیق ارائه بدهند،توقع دارند دانش آموزان  کار رابدرستی به انجام برسانند. به همین خاطر دانش آموزان نیز از اینترنت ویا کتابها مطالبی راکپی وجمع آوری  می کند وبه گمان اینکه یک تحقیق را کار داده اند ،نمره ای از معلم دریافت می کنند.درحالیکه این کار آنها یک مرحله از مراحل تحقیق(جمع آوری اطلاعات) می باشد.

مراحل تحقیق دانش آموزی شامل:

1- انتخاب موضوع(این مرحله معلم می تواند موضوع رابه گروه یادانش آموزان بدهد)

2- انتخاب متغیرها(دراین مرحله دانش آموزان می توانند درمورد مسئله جمع آوری اطلاعات کنند تامتغیر های خوبی رابرگزینند.)

3- طرح  مسائل:

4- فرضیه سازی:

5- آزمایش فرضیه ها:

6- طرح جدول ودرپائین جدول شرح کار: 

7- طرح نمودار ودرپائین نمودار تفسیر نمودار

8- نتیجه گیری

برای شرح ونمونه کار جداول پائین را دانلود کنید.

دانلودجدول4

دانلودجدول3

دانلودجدول 2

دانلودجدول1
به نمونه تحقیق ها نگاهی کنید:

موضوع تحقیق  برای پایه های راهنمایی

مثالهای درس علوم تجربی

                                                                                              Ø     ضخامت کش، درمیزان کشیدگی آن چه تاثیری دارد؟

                                                                               Ø     تغییر درپایه های پل چه تغییری در میزان تحمل آن حاصل می شود؟

                                                                                                        Ø     چگونه می توان طول یک سایه را تغییر داد؟

                                                                                                     Ø     چه عواملی در سرعت حرکت یک قایق موثرند؟

                                                                                  Ø     چه تغییراتی در ماشین بادکنکی ایجاد کنیم تا سرعت آن بالا برود؟

آیا نوع غذا در فاسد شدن کنسرو ها تاثیر دارد؟



ادامه مطلب

طبقه بندی: روش تدریس، آموزش راهنمایی،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 آذر 1390 توسط مجید رحمانی
برای دریافت دانلود روشهای بالا دراین قسمت کلیک کنید
روش حل مساله

روش استقراء

روش دریافت مفهوم


روش ساختن گراییl




طبقه بندی: روش تدریس،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 آبان 1390 توسط مجید رحمانی

چرا فرزندم ناسازگار است؟چکار کنم؟

پس از مشاهده صدها کودک ناسازگار به این نتیجه رسیده ایم که علت ناسازگاری را می تواند زمینه متمر کز کرد؛1- کسب توجه،2- دستیابی به قدرت(قدرت طلبی)،3- اتقام جویی و4-ابراز ناتوانی.

باکمک این هدف ها می توان نوع فعالیت های کودک  وعلت ناسازگاری اوراطبقه بندی کرد.باید بخاطر داشته باشیم که خود  کودک رازیر این عنوان ها طبقه بندی نکنیم.دراین قسمت به روش هایی اشاره می شود که بجای تغییر رفتار کودک تاکید برتغییر انگیزه ی کودک دارد ؛زیرا تغییر انگیزه به خودی خود می تواند رفتار سازنده رابدنبال داشته باشد.( درپست قبلی درموردکسب توجه مطالبی گفته شد-کلیک کنید)

- وقتی کودک احساس کند شکست خورده است،دیگر برای بدست آوردن موفقیت از قدرت طلبی استفاده نخواهد کرد؛بلکه هدف سه یعنی «انتقام» رامدنظر می دهد.کودک انتقام جو،دیگران راعامل آزار خود می داند وگاه چنان مایوس می شود که تصور می کند با آزار دیگران می تواند موقعیت خود راحفظ کند.

بینش او درباره ی زندگی ومردم این است که دیگران برخوردی غیر منصفانه داشته اند وبه همین دلیل زندگی  از محبت دیگران وحروم مانده است.ازنظر او تنها راه حل ،گرفتن انتقام است؛درنتیجه برخورد او باقضایا براساس بی اعتمادی است وهرگونه تلاش برای متقاعد کردن وی بی اثر خواهد بود.چنین کودکی نمی تواند دوست داشتنی ومحبوب باشد؛زیرا هدف او آزار اطرافیان  است وفکر می کند دیگران نیز قصد آزار او رادارند.به همین  دلیل رفتار او کینه توزی،تند ووحشیانه است.

اوجسور وبی اعتناست وبرای پنهان کردن جسارت خود کمترین تلاشی نمی کند.چنین کودکی بالقوه بزهکار است؛اگرچه درحال حال حاضر یکی از آنها نباشد.چون اطرافیان رامخالف خود می داندسعی درآزار واذیت آنها دارد ومطمئن است که دیگران نیز آسیب پذیر هستند.تنها زمانی احساس پیروزی وموفقیت  می کند که به او صفت شرور داده شود.چنین کودکی گاهی ممکن است به همکلاسی ها،بزرگ ترها حتی حیوانات اهی نیز با چنگ انداختن یا گاز گرفتن ولگد زدن آسیب برساند.

او شکست را باتلخی می پذیرد وهنگامی که درکاری با شکست روبرو می شود،بلافاصله درتدارک نقشه ای برای انتقام بر می آید واین بار عکس العمل او باخشونت وشدت عمل بیشتری همراه خواهد بود.

گرچه درپشت این ظاهر خشن،شاهد یاس شدیدی باشیم که غالبا مایه ناامیدی شخص است.غالبا این کودکان افرادی پرتحرک وفعال هستند؛ولی گاهخ میان آنها به کسانی برخورد می کنیم که عبوس وبی اعتنا وبی اراده به نظر می رسند .این کودکان از سایرین مایوس ترند.

تنبیه چنین کودکانی صرفا منجر به یاغیگری بیشتر اومی شود وباید از این عمل پرهیز کرد.بنابراین کمکی که معلم می تواند ارائه دهد این است که به کودک تفهیم کند.تنها باتغییر رفتار است که جلب محبت همسالان امکان پذیر خواهد بود؛اگر چه درک این فکر برای کودک بسیار مشکل وگاه غیر ممکن است.همچنین معلم می تواند برای بهبود وضعیت کودک  از همکاری گروه همسالان نیز کمک بگیرد.دراین صورت معلم باید کاملا از همکاری گروه مطمئن باشد؛زیرا هرگونه اقدامی برعلیه کودک مایوس،مشکلات بیشتری راموجب خواهد شد.

غالبا کودکان به اصطلاح خوب از معلم خود حمایت می کننند وبه پشتیبانی از معلم با کودکان بد مقابله می کنندومعلم باید از چنین مواردی جلوگیری کند.گاه گفت گوهای گروهی می تواند موجب تفاهم ودرک متقابل شود وبه کودک کمک کند.معلم  باید از موقعیت های مناسبی که درکلاس رخ می دهد نیز بهره بگیرد؛برای مثال،،می تواند از همدلی ومحبت کودکانی که میل به طرح دوستی با کودک مایوس دارند،کمک بگیرد.

این نکته راباید درنظر داشته باشیم که هرگز دربرابر انتقام جویی که دایما درفکر آزار مربی است،ناراحتی از خود نشان ندهیم

تهیه وتنظیم: مجید رحمانی (دبیر واستاد دانشگاه)

Majid-1350.mihanblog.com

majrahmani2003@gmail.com





طبقه بندی: تربیت کودکان، روانشناسی، تربیت انسان،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 آبان 1390 توسط مجید رحمانی

چرا فرزندم ناسازگار است؟چکار کنم؟

پس از مشاهده صدها کودک ناسازگار به این نتیجه رسیده ایم که علت ناسازگاری را می تواند زمینه متمر کز کرد؛1- کسب توجه،2- دستیابی به قدرت(قدرت طلبی)،3- اتقام جویی و4-ابراز ناتوانی.

باکمک این هدف ها می توان نوع فعالیت های کودک  وعلت ناسازگاری اوراطبقه بندی کرد.باید بخاطر داشته باشیم که خود  کودک رازیر این عنوان ها طبقه بندی نکنیم.دراین قسمت به روش هایی اشاره می شود که بجای تغییر رفتار کودک تاکید برتغییر انگیزه ی کودک دارد ؛زیرا تغییر انگیزه به خودی خود می تواند رفتار سازنده رابدنبال داشته باشد.( درپست قبلی درموردکسب توجه مطالبی گفته شد-کلیک کنید)

-چنانچه والدین ومعلمان به منظور متوقف کردن تقاضای کودک برای جلب توجه غیر ضروری،روش صحیحی را بکار نبندند،کودک در جست وجوی کسب قدرت تلاش خواهد کرد.کودکی که جویای قدرت است،می خواهد رییس باشد وبراساس این منطق اشتباه عمل می کندکه«اگر نگذارید آن چه را که می خ.اهم،انجام دهم ،شما مرادوست ندارید» یا«زمانی من به حساب می آیم که آنچه را بخواهم شما برایبم فراهم سازید.»از بسیاری جنبه ها هدف کودک قدرت طلب شبیه به هدف کودک خرابکار طالب جلب توجه است؛بااین تفاوت که شدت آن بیشتر است.

تیپ فعال این کودکانرا تحت عنوان«سرکش» نام گذاری شده است.چنین کودکی غالبا مشاجره ومخالفت می کند،دروغ می گوید وممکن است عکس المل های جنجالی داشته باشد.معمولا از انجام کاری که به او ارجاع می شود،سر باز می زند وره کارهای غیر مجاز ادامه می دهد.او آشکارا کودکی نافرمان است.

تیپ منفعل این گروه ،صفت تنبلی در او بارز است؛بطوری که معمولا هیچ کاری انجام نمی دهد ویا برای انجام آن دچار فراموشی می شود.این کودک تدریجا لجباز ونافرمان بار می آید.معلم ووالدین دربرابر کودکی که درجستجوی قدرت است،موقعیت خود رادرخطر می یابد.او گاه با خود فکر می کند:«چه کسی دارد کلاسرااداره می کند؟»اویا من سپس با خود عهد می کند که«من از این کار اوآسان نمی گذرم وبه او اجازه نمی دهم با من چنین رفتار کند.»تلاش درجهت کنترل وپیروز براو غیر ممکن است ومعمولا چنین کودکی در دستیابی به هدفش 99٪موفق می شود.

چنانچه معلم ووالدین براو غلبه کنندوپیروز شوند،اوسرکش تر می شود ودرصدد انتقام بر می آیدهر چه حیطه این قدرت طلبی ها ودرگیری ها طولانی تر شود؛کودک بیشتر به ارزش واهمیت قدرت پی می برد وبنابر این انتخاب هدف اشتباه او برای یافتن موقعیت خاص تقویت می شود.

معلم برای اصلاح کودک چه می تواند بکند؟او می تواند دربرابرکودک وکلاس وتوانایی کودک اعتراف کند؛چون درمبارزه با کودک هرگز موفق نخواهند شدیعنی مهم آن است که معلم از درگیری قدرت با کودک بپرهیزد.

مطمئن ترین روش این است که جاه طلبی کودک رادر مسیری مفید به جریان اندازیم.می توانیم اورا موظف کنیم تابه کودک دیگری کمک کند ویا مسئولیتی به او بدهیم تا احساس اعتبار بیشتری کند.(دراین صورت باید او رامتوجه کنیم که از موقعیت خود سوء استفاده نکند.)

معلم می تواند بجای تهدید،از اودرخواست کمک کند.حتی می تواند به چنین کودکی بگوید:«من نمی توانم تو رابه انجام این کار مجبور کنم.می دانم که نمی توانم.»این سخن باعث می شود کودک حالت دفاعی به خود نگیرد وآماده همکاری شود.

درخواست کمک وراهنمایی از این نوع کودکان موثر تر از تهدید است .وقتی معلم ووالدین بایدبه اصطلاح«کشتی خود رااز مسیر وزش باد کودک ونوجوان دور نگه دارند»بدین ترتیب خشونت کودک محفوظ خواهد بود وتلاش کودک بی نتیجه خواهد بود.

قدرت،تنها زمانی اهمیت پیدا می کند که درمسابقه بکار رود.در واقع باید به کودک قدرت طلبی که توان برهم زدن مدیریت کلاس یا خانه را  دارد،احترام بگذاریم.وبا سیستم اوکار را به فرجام خوب برسانیم.

تهیه وتنظیم: مجید رحمانی (دبیر واستاد دانشگاه)

Majid-1350.mihanblog.com

majrahmani2003@gmail.com





طبقه بندی: تربیت کودکان، روانشناسی، تربیت انسان،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 مهر 1390 توسط مجید رحمانی

چرا فرزندم ناسازگار است؟چکار کنم؟

پس از مشاهده صدها کودک ناسازگار به این نتیجه رسیده ایم که علت ناسازگاری را می تواند زمینه متمر کز کرد؛1- کسب توجه،2- دستیابی به قدرت(قدرت طلبی)،3- اتقام جویی و4-ابراز ناتوانی.

باکمک این هدف ها می توان نوع فعالیت های کودک  وعلت ناسازگاری اوراطبقه بندی کرد.باید بخاطر داشته باشیم که خود  کودک رازیر این عنوان ها طبقه بندی نکنیم.دراین قسمت به روش هایی اشاره می شود که بجای تغییر رفتار کودک تاکید برتغییر انگیزه ی کودک دارد ؛زیرا تغییر انگیزه به خودی خود می تواند رفتار سازنده رابدنبال داشته باشد.

1)کسب توجه: وقتی کودکی نتواند باکارهای مفید ومثبت وهمکاری ومشارکت،موقعیت خود راتثبیت کند وخود رانشان دهد،درجستجوی راهی بر می آید که بتواند صرفا جلب توجه کند وبه این ترتیب موقعیت خود رابه اثبات برساند.«منطق اشتباه» اواین است که تنها زمانی که مردم به او توجه کنند،می تواند دراین جهان موقعیتی داشته باشد؛

معمولا ابتدا کودک سعی می کند از روش هایی که مورد پسند وخوشایند جامعه است،استفاده کند؛یعنی از جملات طنز آمیز یاحزکات خنده آور وجالب کمک بگیرد ودراین صورت غالبا والدین یامعلم برداشت مثبتی از او خواهدند داشت واز داشتن چنین فرزندی رضایت نیز خواهندکردپس چرا این تظاهرات «رفتارهای ناهنجار » نامیده میشود؟

زیرا هدف کودک یادگیری ومشارکت وهمکاری نیست؛بلکه سعی دارد خود را درجایگاهی برتر قرار دهد تابتواند توجه بیشتری کسب کند.رفتار ناسازگارانه زمانی بارز می شود که کودک نتواند بارفتار خوب خود به اندازه کافی جلب توجه کند ومورد تشویق وتمجید اطرافیان قرار گیرد.درنتیجه رفتارهای خوب کودک متوقف وعکس العمل های دیگری درپیش گرفته می شود.

اگر کودک «درون گرا» باشد،برای جلب توجه از روش های منفعلانه استفاده خواهد کرد.اومعمولا  سعی می کند یک کودک نمونه شود.(این ویژگی ها درمورد دختزها،بیشتر است).

گاه چنان خود رابی دفاع ومظلوم نشان می دهد که نه فقط با کمترین کوششی توجه اطرافیان را به خود جلب می کند،بلکه با پیشنهاد کمک دیگران نیز روبرو می شود. متاسفانه نیاز به جلب توجه دراین کودکان دایما روبه فزونی است.بشیاری از آنها نسبت به میزان توجهی که از راههای پسندیده دریافت می کنند،احساس رضایت ندارند وپس از مدتی مایوس شده، به روشهای غیر مفید روی می آورند.

تیپ دیگری از این نوع کودکان آنچنان «موذی ومتظاهر » هستند که باسوال های پی درپی خود دایما ما رامشغول نگه می دارند؛البته نه به این خاطر کهاطلاعاتی کسب کند،بلکه صرفا توجه مارا فقط به خود معطوف سازد.

بی توجهی به کودکی که هدفش درزندگی جلب توجه است، غیر قابل تحمل به نظر می رسد.چنین کودکی ترجیح می دهد بجای بی توجهی،تنبیه یادرد بکشد ویا حتی مورد تمسخر قرار بگیرد تامورد توجه مورد نیاز خود قرار بگیرد.

پس والدین وممعلم چه می تواند بکند؟ او فقط باید سعی کند درمواقع دیگر به کودک توجه نشان دهد وهرگز هنگامی که کودک قصد جلب توجه دیگران رادارد،به او اعتنا نکند.او باید بداند کودکی که ولو با استفاده از روش های سازنده درجست وجوی جلب توجه است،کودکی مایوس به شمار می رود.

برای اصلاح بجای تمجید از تشویق استفاده کنید. همچنین تشویق او به مشارکت وهمکاری با گروه باعث خواهد شد تاکودک موقعیت مناسب خود رادرگروه بیابد.به عبارت دیگر به جای اینکه به کودک توجه فردی نشان دهید،به او کمک کنید تاعلایق اجتمتعی اش افزایش یابد.

در موردکودکان خجالتی ،با بی توجهی نشبت به هرگونه رفتار ناشی از خجالت وتشویق وتایید به موقع کودک درقبال هر گونه تلاش فعالانه او در جهت تغیییر وضعیت موجود،نگرش کودک را،بی آنکه نیازی یه جلب توجه ،تمجید وخود نمایی داشته باشد،تغییر داد(ادامه دلایل درپست بعدی)

تهیه وتنظیم: مجید رحمانی (دبیر واستاد دانشگاه)

Majid-1350.mihanblog.com

majrahmani2003@gmail.cim





طبقه بندی: روانشناسی، راز های تربیتی، تربیت انسان،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 مهر 1390 توسط مجید رحمانی

بهترین نوع عشق،عشقی است که قیدی نداشته باشد.عشق ما به فرزندانمان هرگز نبایدهمراه باقید وشرط باشد.این کار آسان نیست اما مزایای زیادی دارد.عشق درست باید صرفنظر از اقدامات کودک ابراز شود به هر حال این سخن بدین معنی نیست که تمامی اقدامات فرزندانمان راتایید کنیم.

اغلب،اجازه نمی دهند فرزندان عشق آنها راتجربه کنند.برخی عشق خود رامخفی می کنند تافرزندان بهتر رفتار کنند یا عادات بد خود  راکنار بگذارند.

عده ای نیزبرای بهبودوضعیت تحصیلی فرزند وانجام تکالیفش ظان چنان عشقی نثار او می کنند که کودک تصورمیکندتنهادرصورتی اورادوست دارندکه پیشرفت کند.این والدین عشق خود راباشدت وفشار ابراز می کنند ونشانه های واقعی عشق(ارتباط از طریق نگاه،لبخند، ....)رافراموش می کنند.

کودکان نیز که باارتیاطات غیر کلامی سازگار شده اند،تصور می کنندعشق والدینشان به موفقیت آنها درمدرسه بستگی دارد.در واقع ارتباط والدین وفرلزندان وبیان عشق به مراتب ار موفقیت یا شکست آنان مهمتر است.دراینجا یک تناقض وجود دارد:تا زمانی که مابه فرزندان اثبات نکنیم همان گونه که هستند دوستشان داریم،پیشرفتی نمی کنند.

والدین عاقل درپیام ظاهری پنهانی  خود می گویند«صرف نظر از نحوه عملکرد تودرمدرسه یاهرجای دیگر تو رادوست داریم هنگامی که این عشق با ضربه ای آرام برپشت،درآغوش گرقتن،لبخند ونگاه محبت آمیز همراه شود،پیوندی مستحکم بین والدین وکودک ایجاد می کند.کودکان برای دریافت این تجربه هیچ گاه بزرگ نمی شوند.

(هنگامی که کسی این برخورد راباشما داشته باشد چه احساسی پیدا می کنید؟) این رفتارها، پیام موثری دربردارند.کودکان درتمام طول زندگی این پیام ها رافراموش نمی کنند. آنها ناخود آگاه وحتی خود آگاه باور می کنند که والدینشان درست در مورد آنها فکر می کنند.

نوشته:مجید رحمانی-دبیر واستاد دانشگاه

Majid-1350.mihanblog.com

Majrahmani2003@gmail.com





طبقه بندی: روانشناسی، راز های تربیتی، تربیت انسان، تربیت کودکان،

کودکم را درهیچ مدرسه ای راه ندادند.می گفتند کودک شما بیشتر   دررویا هایش به سر می برد.رویاهای بچه ها از رویاهای ما بزرگ ها، بزرگتر است.آنان درقالب های کوچک ما نمی گنجد..من کودکم را رها کردم وهرگز به مدرسه نفرستادم.ولی به اوگفتم تو باید یک روز هم شده است محضر یک معلم خوب را تجربه کنی.حتی اگر یک روز به پایان زندگی ات باقی نمانده باشد.

سالها گذشته بود واومی خواست در خودش تغییراتی اساسی ایجاد کند.اوهمیشه به اوج فکر می کرد وباورش همان بود که به تنهایی به قله های زندگی دست پیدا نمی کند. او شنیده بود که همراه را قبل از راه باید پیدا کند.کار ی آسان بوداو درزندگی به انسان هایی بافضیلت  وارزشمندی آشنا شده بود.ولی لین بار فرق می کرد.تا به امروز فقط زندگی کرده بود.اما حال دراویک اندیشه نو،جوانه زده بود.می خواست به مسافرت طولانی برود.باوجود این همه دوست،احساس بیکسی می کرد.او کسی راجستجو می کرد که راه رفتن را ونشانه های بین راه را نیز به او بیاموزد.

بسیار گشت تابه دیداریک معلم فرزانه شتافت واز او درخواست کرد که بگوید باید چگونه این راه راطی کند ونشانه های راه رابه او نشان دهد.مرد فرزانه به اوگفت من راه را ونشانه های بین راه رابه تو نشان می دهم.این سفر چنان که توتصور می کنی ساده نیست.این سفر پر از خطر است وباسختی ها ودشواری های بسیار همراه است.او به مرد فرزانه گفت من از سختی راه باکی ندارم .من در زندگی موانع زیادی را را از میان برداشته ام. واز دشواری ها نمی هراسم.مشکل من این است که نمی دانم چگونه این راه راطی کنم.من بیشتر به آداب سفر احتیاج دارم.

مرد فرزانه گفت من آموزشهایی سخت ودشوار به تو می دهم.گمان من این است که تو از انجام آنها ناتوانی؛نه از آن رو که بزرگند ودشوار.بلکه از این روکه باتمایلات درونی توناهماهنگ هستند.توهر چندصخره های بیرون را جابجا کرده ای؛فکر نمی کنیم به همان راحتی بتوانی برخلاف علایق وخواسته های درونت عمل کنی.

اوپذیرفت وروزها وماه ها درکنار مرد فرزانه به فراگیری وآموزش مشغول شد.او در سختی های سر سختی گرفتار شده بود ودرگرداب رنج وزحمتی بی شمار دست وپا می زد وتاب می آورد.او قبلاٌ مشکلات زیادی به جان خریده بودولی آموزشهایی که می دید به سختی وتلخی آن تجارب پیشین نبود.او دریافت که که برخلاف میل درونی اش از بلند کردن یک کیسه کوچک هم عاجز است.او نمی توانست برخلاف خودش باشد.تعلیمات مرد فرزانه،اوراعلیه خودش بسیج کرده بود.وقتی آدمی نخواهد کاری راانجام دهد،نمی تواند آن راسرانجام برساند.وبلاخره ازراه باز ماندوبسوی راهنمای دیگری شتافت.

پیر مردی که شاگردان کمی داشت.از آنجا که شاگردان او کم بودند همه فکر می کردند که کارش خوب نیست؛ آدم ها همیشه بر حسب ظاهر دیگران،تصورات خود راسازمان می دهند.این عادت آدم هاست که  درجاده های شلوغ بیشتر رفت وآمد می کنند وتنها بهانه اشان این است که همگان از آن راه می روند.حتی اگر آن راه بیراه باشد وگمشدگان آن بی شمار.درهرحال آدم ها گاهی مجبور می شوند از جادهای خلوت عبور کنندوخود رابه راه های بی عابر بسپارند.

او داستان خود رابه پیرمرد گفت واز اوپرسید:«آیا شما نیز مثل معلم پیشین به کارهای سخت وا می دارید.»پیر مرد گفت: «من چنان کاری با تونخواهم کرد.او می خواست از تو مراقبت کند ومن تصمیم ندارم از تو مراقبت کنم واز این روتو نمی توانی از من بخواهی تورابه شاگردی قبول کنم .باری راکه تو نمی خواهی به دوش بکشی، هیچ کس نمی تواند به دوش تو بگذارد.آدم ها همانی می شوند که می خواهندفنه آنی که آرزو می کنند .توراخواهش هایت تا به اینجا آورده است.تو اگر می خواهی به غیر این تبدیل شوی،باید خواه هایت رابه دوش بکشی وبه راهی دیگر ببری.تو بسیار رفته ای بی آنکه کمی تغییر کنی.شاید اکنون لازم باشد کمی درونت راتغییر دهی.آنگاه به طرز معجزه آسایی فرسنگ ها به پیش خواهی رفت.من چیزی بیش از این به تو نخواهم گفت.»

 

برگرفته از داستان های پائو لوکوئلیو

تهیه واندکی تغییر:مجید رحمانی-دبیر واستاد دانشگاه

Majid-1350.mihanblog.com





طبقه بندی: روانشناسی، راز های تربیتی، راز های زندگی،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 مرداد 1390 توسط مجید رحمانی

بازخورد عبارت است از نظر وواکنش معلم ،نسبت به وضعیت یادگیری دانش آموز.با دریافت هر بازخورد ،برای دانش آموز مشخص می شود که درچه وضعیتی قرار دارد وچه فعالیت هایی راباید انجام دهد وچه انتظاراتی از وی می رود .در حقیقت بازخورد،هسته مرکزی فرایند یاددهی ویادگیری است؛لذا فذایند بازخورد باید برروی انتظارات  موزشی وفعالیت های دانش آموز ترکز باشد وبه گونه ای انجام گیردکه به دانش آموزکمک کند،خطاها واشتباهاتش رادرجریان یادگیری کاهش داده ووظایف وتکالیفش را بادقت بیشتری انجام دهد.درواقع بازخورد نه تنها به دانش اموز درباره چگونگی مهارت ودانشی که کسب کرده است اطلاعاتی می دهد، بلکه به او می گوید که جگونه مهارتها ودانش خود را ارتقاء دهد.

متا سفانه در کشور ما معلمان نمرات توصیفی را به درستی درک نکرده اند وبیشتر نمرات را با یک شعر (چقدر قشنگ نوشتی ،فرشته بهشتی یا صد آفرین،هزار وسیصد آفرین یا آفرین دختر نازم و...) به انجام می رسانند گرچه این شعرها زیبا هستند ولی این شعر ها ارزشیابی توصیفی نیستندوبازخورد مناسبی برای کودک ووالدین او نیستند.

به طور کلی یک نمره مفید توصیفی وموثر شامل دو قسمت اصلی است:

1-توصیف وضعیت موجود(اول بیان موفقیت ها ودوم خطاها)      2- رهنمودبرای خطاها

در بخش توصیف وضیت موجودفمعلم،جایگاه دانش آموز رابه زبان ساده بیان می کند؛یعنی میزان موفقیت وخطاهای اورامشخص می کند.بنابراین،این قسمت،دوبخش  فرعی داردکه بخش اول،بیان میزان موفقیت وبخش دوم،بیان خطاای احتمالی است که درفعالیت های یادگیری او رخ داده است. بادریافت دراین بخش  از باخورددانش آموز با وضعیت واقعی خود آشنا می شود.در وهله اول(گفتن یا نوشتن موفقیت ها)، صدقانه بودن بازخوردها دردانش آموز ایجاد انگیزه می کند ودربخش دوم(خطاها) تصویر ی واقعی از تلاشهایش یه وی می دهد.بخش رهنمود برای تحلیل معلم از موفقیت وخطاهاست .رهنمود معلم به دانش آموز دررفع خطاها وتوسعه موفقیت هایش کمک می نماید.

به عنوان مثال فرض کنید که به دانش آموزان تکلیفی داده شده است که براساس آن باید اطلاعاتی درباره گیاهان فراهم کنند؛هدف اصلی این تکلیف، پرورش مهارت جمع آوری اطلاعات است.معلم بعد از مشاهده گزارش دانش آموزی به اوچنین باز خورد می دهد (شفاهی یا کتبی): «دخترم اطلاعات خوبی جمع آوری کرده ای،می بینم توانسته ای با دقت اطلاعات را به دست آوری.گزارشت را یک با دیگر بخوان ونقطه گذاری آن رااصلاح کن.»

معلمان آگاهند که مشاهده خطا درفعالیت های یادگیری دانش آموز، امری طبیعی است،لذا باتوجه به اهمیت بازخوردهای توصیفی، معلمان نبایددر فرایند یادگیری به دانش آموزان  نمره یا رتبه بدهند.دانش آموزان ،تنها بازخورد توصیفی ،دریافت می نمایند.

گفتگودر بازخورد(بازخورد شفاهی)  بسیار مهم است که از بازخورد کتبی موثر تراست.

بایان توضیحات به معلم پیشنهاد می شود برای ارائه یک نمره توصیفی سازنده ،جملات خود را بااین عبارتها ومشابه آنها آغاز کنند:

-دختر خوبم شما موفق شده اید که ........

-با خوشحالی زیاد می گویم که شما از عهده .........

-پسر خوبم...................... یاد گرفته اید.

- امروز از کارت لذت بردم، اما......

-امروز موفق شدی که ......... به درستی بنویسی.

باید در مورد موفقیت ها وخطاها ،تشویق یا تذکر به رفتار وکردار شخص باشد نه شخصیت ومنش فرد(به پست رازی مهم-1 کلیک کنید)

بعد از جملات انگیزشی که به موفقیت های کودک  ،جملات  رهنمود ی خودرا بایان عبارتها آغاز کنید:

-          - نیازمند آن است که ........

-          - درزمینه......................... به تقویت نیاز داری.می توانی این کار ........

-          - به نظر می رسد در.......................... مشکل داری می توانی.................

-          -با انجام فعالیت های ....................... موفق می شوی

از آوردن جملاتی مانند: (نمی توانی- همیشه اشتباه می کنی قادر نیستس این را هم انجام دهی- کارهایت نامرتب است) پرهیز شود

همچنین باید به وی گفت چه تلاشی، به چه میزان وچگونه انجام دهد.

شاید بعضی از معلمان بگویند که این گونه بازخورد به زمان زیادی نیاز است.باید به این عزیزان گفت که راه آن این است که 1- لزومی ندارد همه دانش آموزان در یک روز بازخورد داده شوند2- هر جلسه معلم می تواند به گروهی از دانش آموزان بگوید که کار دوستانشان راارزشیابی کنند(همسال باز خوردی)3- هر جلسه گروهی خود بازخوردی انجام دهند4- بازخورد شفاهی درحین کار(گفتگوبا کودک)5- معلم می تواند تمام مراحل 1تا4 را دریک جلسه انجام دهد 6- ومهم تر از همه تغییر روش تدریس(در پست بعدی....

ارزشیابی توصیفی- مولفان دکتر محمد حسنی ودکتر حسین احمدی

تهیه وتنظیم با کمی تغییرات: مجید رحمانی استاد دانشگاه

Majid-1350.mihanblog.com





طبقه بندی: روش تدریس، آموزش ابتدایی،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 تیر 1390 توسط مجید رحمانی

پایه واساس برخورد جدید با نظم وترتیب تفاوت قائل شدن مابین رفتار واعمال ماست.

مااعمال را محدود می کنیم؛ اما امیال واحساسات را محدود ومنع نمی کنیم.

اکثر مشکلات انظباطی از دوقسمت تشکیل شده اند:احساسات خشمگینانه واعمال خشمگینانه.باید به هر یک از آنها به طور متفاوتی رسیدگی کرد.احساسات باید مشخص شده وبیان گردد؛اما می توان اعمال را محدود کرد ومجدداً به آن جهت داد.گاه گداری، تعیین احساسات کودک ممکن است به تنهایی کافی باشد تا شک وتردید را برطرف کرد.

مادر:به نظر می رسد که امروز عصبانی هستی.

پسر:البته که عصبانی هستم.

مادر:تو از دست چه کسی عصبانی هستی؟

پسر: ازد ست شما!

مادر:بگو ببینم چی شده؟

پسر:تو مرا به بازار نبردی اما آرزو رابردی.

مادر:این موضوع تو راعصبانی کرده است.قول می دهم پیش خودت گفتی،«مادر اورا بیشتر از من دوست دارد»

پسر:بله

مادر:گاهی اوقات واقعاًاین طور احساس می کنی.

پسر:البته،همینطور است.

مادر:می دونی عزیزم هروقت چنین احساسی داشتی بیا وآنرا به من بگو.

کودکان اجازه دارند احساسات خود رابیان کننداگرچه ما باآن مخالف باشیم؛اما درمورد اعمال ورفتار گاهی این اجازه راندارند.

برخورد های امروزی می بایست هم به احساسات وهم به رفتار واعمال کودک یاری برساند. والدین در تحت  هر شرایطی به کودک اجازه می دهند تا درباره احساسات خود صحبت کنند درحالیکه اعمال ناپسند وناشایست او رامحدود وهدایت می کنند.محدودیت ها به طریقی تعیین می شوند که حس عزت نفس را چه درپدر ومادر وچه درکودک محفوظ نگه دارد.محدودیت ها نه دل بخواهی واختیاری هستند ونه سبک سرانه؛ بلکه محدودیت ها آموزشی وشخصیت ساز هستند(مراجعه شود به پست چگونگی محدودیت ها- اینجا کلیک کنید) .این محدودیت ها وممنوعیت ها بدون خشونت وخشم بی اندازه به اجرا در می آیند.رنجش ظاهری که به خاطر این محدودیت ها درکودک به وجود می آید پیش بینی شده است وقابل درک است؛به علاوه کودک به سبب عدم علاقه به چنین ممنوعیت هایی مورد مواخذه وتنبی قرار نمی گیرد.

بنابر این ،انضباط اتخاذ شده ممکن است باعث شود تا کودک آنرا بطور داوطلبانه بپذیرد وخود راملزم بداند تا برخی از اعمال ورفتار های خود را نهی یا تغییر دهد.بدین معنا،اضباط پدرانه ومادرانه ممکن است تدریجاًخود به نظم درآورده شود.

کودک با یکی شمردن هویت خود با هویت پدر ومادر وارزش ومعیار هایی که والدین مظهر ان می باشند،برای منضبط کردن خود به معیار های درونی دست می یابد.

تهیه وتنظیم:مجید رحمانی

Majid-1350.mihanblog.com

برگرفته از کتاب روابط بین پدرومادر با کودک(نویسنده:دکتر هایم گینات)





طبقه بندی: روانشناسی، تربیت انسان،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 تیر 1390 توسط مجید رحمانی

ایجاد ارتباط میان عناصر نامربوط وپدید آوردن کیک ایده ی جدید، بیانگر مهارت ترکیب درخلاقیت است.قصه نویسی وداستان پردازی از جمله مهم ترین فعالیت های خلاق است که داشتن خلاقیت در آن  علاوه به مهارت ها وفنون داستان نویسی به مقدار زیادی مستلزم به کار گیری مهارت ترکیب می باشد.ترکیب درداستان پردازی غالباً چیزی است که ایده ی اولیه ی داستان را پدید می اورد .دربسیاری از موراد طرح اصلی یک داستان در نتیجه ارتباط میان چند عنصر مختلف با یکدیگر به طور تصادفی خلق می شود وسپس نویسنده ،آن را به یک اثر کامل بدل می سازد.دراین تمرین دانش آموزان یاد می گیرند که باترکیب وایجاد ارتباط میان کلمات یا تصاویر مختلف به صورت تصادفی،ایده های فراوانی راخلق کنند وانها را درخلق داستان های گوناگون به کار گیرند.

روش کار: دراین روش ،دانش اموزان باید سعی کنند با ایجاد ارتباط میان کلمات مختلف که بطور تصادفی انتخاب می شوند،ایده هایی را برای طرح ریزی یک داستان بیابند.شما برای انجام این روش به تنها چیزی که احتیاج دارید،فهرستی از کلمات مختلف است که باید آنها راروی قطعات کوچک کاغذ بنویسید وبصورت جداگانه درون جعبه ای قرار دهید.مثلاً:

-       نام مکان ها: خیابان – کوچه- خانه-دریا- آسمان- جنگل .و..

نام اشیاء: ساعت- توپ-پنجره-خودکار-تخته سیاه- مداد- رادیوو...

نام رنگ ها: آبی- سفید –سبز- سیاه-  و...

نام حیوانات: گربه –آهو-شیر- کرگدن-و...

افراد: پدر-مادر-پدربزرگ-مجید-هلیا-مریم-و...

و...

پس ازتهیه ی فهرستی از موارد بالا،از هرکدام از دانشآموزان بخواهید که بطور تصادفی سه کلمه را ازمیان دسته های مختلف کلمات انتخاب کنند وسپس باکمک این سه کلمه داستان خود راخلق کنند.بطور مثال:

باغ-رادیو-شب

کبریت- قایق- جاده

انگور- مریم- نامه

اسب- پنجره- گلابی- کامیون

مادر-شیشه- کلاغ- هدیه

 روش دوم نیز اینست که گاهی  شما از جعبه های مختلف این انتخاب راانجام دهید .

روش سوم اینست که برای سنین پائین تر ویا برای جذابیت وبازی بعد از انتخاب ،فقط از هر دانش آموزی بخواهید که بین این سه کلمه یک جمله بسازد(فقط با یک فعل)

روش سوم اینست که بجای کلمات از تصاویر استفاده نمائید(این روش برای خردسالان کاربرد بیشتری دارد.)

تهیه:مجید رحمانی:دبیر واستاد دانشگاه

Majid-1350.mihanblog.com

برگرفته از کتاب کلاس خلاقیت،نوشته افشین سلیمانی



طبقه بندی: روش تدریس، آموزش راهنمایی، آموزش ابتدایی،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 تیر 1390 توسط مجید رحمانی

کودکان معمولا با یکدیگر دعوا می کنند.این کار یکی از اقدامات کودکان است.این کار بخشی از روند رشد آنهاست .متاسفانه بسیاری معتقد هستیم که اگر فرزندانمان دعوا کنند،والدین خوبی  نیستیم.به هرحال اگر این اقدام وسیله  ی سنجش والدین خوب بود،حتی یک پدر ومادر خوب روی کره زمین وجود نداشت.

راه مقابله با دعوای کودکان،کناره گیری است.اجازه دهید خودشان این مشکل را حل کنند.این اقدام یکی از مشکل ترین اصول تربیت است زیرا کودکان نومیدانه تقاضای مداخله  ما رادارندومثلا می گویند: «مامان ببین علی داره مرا میزنه». درحقیقت مداخله ما باعث می شود با خیال آسوده تر به دعوا بپردازند.آنها می دانند پیش از آنکه کسی آسیب ببیند ما مداخله خواهیم کرد.بنابر این در پرتاب مشت هایشان تردیدی به خود راه نمی دهند.

مداخله مادر در این دعوا اینست که دعوا را به جایی دور از دید خود منتقل کندوبه محض شروع دعوا بگوید:«بچه ها، بیرون دعواکنید.» البته اگر زندگی آنها به خطر افتد باید مداخله کنیم.

اگر کودک بزرگتر پیوسته کودک کوچکتر را تهدید می کند وبتر ساند باید دراین زمینه با کمک همدیگر (پدر ومادر) موضوع راجدی بررسی کنیم.به هر حال اغلب اوقات، باید به یاد داشت که دو نفر از خود دفاع می کنند.حتی کوچکترین وضعیف ترین کودکان، راهی برای غلبه بر خواهر یا برادر بزرگتر دارند.

تنها هنگامی که سکوت برقرار شدومشت ها باز شد.باید کودکان را راهنمایی کرد.تلاش برای توجیه اینکه چه کسی مقصر استفاتلاف وقت می باشد وگاهی دعوا رادوباره به راه می اندازد.

کمک به کودکان برای حل مشکلشان مستلزم شناخت احساسات آنهاست.آیا آنها احساس اندوه،درماندگی،تنهایی یا احساس دیگری داشته اند؟ چرا درعوض بازی کردن،به خشونت ودعوا روی آورده اند؟ آنها نخست باید احساسات خود را شناسایی کنند وسپس راههای گوناگون مقابله با مشکلات را بیابند.

دراین مرحله پدر یا مادر می تواند از الگوسازی استفاده کند وبگوید:«اگر من هر گاه ناراحت می شوم بروم ورئیسم را کتک بزنم، احتمالاً درمقایسه با زنی که ناراحتی را به گونه دیگری برطرف می کردم، رضایت کمتری خواهم داشت.«ماباید احساسات کودکان را شناسایی کنیم وسپس به کودکان کمک کنیم تا رفتار جدیدی درپیش گیرند».مثلاً درمورد بالا کودکی که دعوا راشروع کرده بودمادر فهمید که او احساس  ناراحتی از خواهر خود دارد.گرچه احساس های زیادی ممکن است باعث بروز دعوا در کودکان شود که والدین بعد از یک ساعت بعد از دعوا ویا هنگام سکوت  وآرام شدن دونفر این احساس راشناسایی نماید.

تهیه وتنظیم: مجید رحمانی-دبیر واستاد دانشگاه

Majid-1350.mihanblog.com





طبقه بندی: روانشناسی، تربیت انسان،
نوشته شده در تاریخ جمعه 10 تیر 1390 توسط مجید رحمانی

 مانند جکوزی ،آب سرد ما راشوکه می کند.ان کودک معصوم که روزی او را روی پایمان می نشاندیم ونوازش می کردیم ودایره لغاتش از دده وبه به  فراتر نمی رفت ٬ روزی راه می افتدورشته  ای از كلماتی رابر زبان می آورد كه ما را ازخجالت سرخ می كند . گاهی ، كودكان از هم كلاسیها یشان تقلید می كننند.گاهی نیزصرفاً به این دلیل از كلمات وقیحانه استفاده می كنند كه موهای بدن ما را راست كنند.بد زبانی كودكان به هر دلیل ، ما را به دردسرمی اندازد.

كودكان بیشتر مواقع این ناسزاها را از ما شنیده اند وآنان فكر می كنند كه گاهی می توانند مانند پدر ومادر،در مواقع مختلف برای اینكه نشان دهند بزرگ شده اند،استفاده نمایند.پس مهمترین دوره كودك –تولد تاشش سالگی- اگر دریك محیط خانواده بدون ناسزا باشد كودك به سمت زیبا سخن گفتن وبیزاری از نازیبایی وبدزبانی دعوت می شود وبا تكرار وتمرین به سوی عادات پسندیده می رود.

بیشتر مواقع این دوره تنها مرحله ای است كه كودكان در مسیرخود به سوی بلوغ ازآن می گذراند.آنها ناسزاهای بزرگتر را می شوند ودوست دارندمانند آنها بزرگ باشند. یعنی گاهی ناسزا بگویند.

ما می توانیم با انتقادی تلخ نسبت به آنها واكنش نشان دهیم: « حق نداری دراین خانه این طور صحبت كنی! چند بار گفتم این حرفها رااز دهانت بیرون بیانداز!» یا دهانت آنها را باصابون  بشوئیم اما بااین كار آنها تصمیم می گیرندتا از استقلال خود بیشتر بهره گیرند بنابراین واكنش سریع ماباید دور كردن مشكل از حوزه شنوایی مان باشد.بدون عصبانیت به كودك  بگوئیم :«هنگامی كه توانستی با ادب وكلمات پسندیده وخوب با من صحبت كنی،  خوشحال می شوم با تو گفتگو كنم

هنگامی كه ما وفرزندان آرام شدیم باید در مورد این مشكل صحبت كنیم.یك راه، اشاره به حس ارزشمندی كودك است: « به نظر من  بسیاری از افراد كه این طور صحبت می كنند، احساس خوبی نسبت به خود ندارند.» یا می توانیم از روش عقلانی استفاده كنیم:«برخی از افراد كه اینگونه صحبت می كننددایره لغات محدودی دارند.آنها كلمات زیادی نمی دانند بنابراین از فحش وناسزا استفده می كنند. لازم نیست  معنای آنها را درفرهنگ لغت بگردیم.این لغات خیلی آسان هستند.شاید به همین  دلیل برخی از افراد ازاین كلمات استفاده می كنند مخصوصا ً اگر دیده باشی افراد بی سواد یا اوباش این طوری صحبت می كنند.»

سپس باید بحث را تمام كنیم. زبان مورد استفاده كودكان در دراز مدت زبان مورد علاقه آنها می شود.عصبانیت نابجای ما تنها درك آنها از این واقعیت را كه افراد نابالغ وبی سواد  از چنین زبانی استفده می كنند ،به تاخیر می اندازد.

تهیه وتنظیم :مجید رحمانی-دبیر واستاد دانشگاه

Majid-1350.mihanblog.com





طبقه بندی: روانشناسی، تربیت انسان،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 7 تیر 1390 توسط مجید رحمانی

 بطور کلی ، تصمیم گیری درمورد كاربرد یا عدم كاربرد عصبانیت  دربرخورد باكودكان به موضوع جداسازی مشكلات بستگی دارد.یك قانون مهم درمورد عصبانیت اینست كه :«اگر اشتباه كسی  فقط به خودش لطمه می زند وآسیبی برای ما نداردچرا بایداز این اشتباه عصبانی شویم.» اگر كودك اشتباهی مرتكب شده است  وبطور مثال ،باچشم كبود به خانه می آید ویا دردرسی نمره كم گرفته ویاتكالیفش را ننوشته و... عصبانیت ما مشكل را شدید تر خواهد كرد .هنگامی كه اشتباه كودكان مستقیماً به ما مربوط می شودمثلا وسایل ما را گم می کنند٬دوچرخه خود را درکوچه رها می کنند یا اتاق پذیرایی را کثیف می کنند،لازم است كه عصبانی شویم. آنها متوجه می شوند كه عصبانیت ما به این دلیل است كه سوء رفتار آنها برما تاثیر داشته است.

پس اگر این قانون را رعایت كنیم بیشتر عصبانیت های ما از بین می رود.اما حالا می رسیم به قسمتی از عصبانیت ها كه كارهای كودك مربوط  مربوط به ما می شود.یكی از از راه حل هایی كه ما پیشنهاد می كنیم (مراجعه شود به پست  چگونه فرزندم راكنترل كنم-كلیك كنید)كه ما دراین روش دو سوال گزینه ای انتخاب می كنیم واز فرزندمان می خواهیم كه یكی از این گزینه ها راانتخاب كند.

بطور مثال هلیا كه با اشتیاق در حال درست كردن عروسك كاغذی بود،قیچی مادرش را گم كرده است .دراین شرایط عصبانیت لازم است پس مادرش به هلیا گفت:«هلیا خیلی عصبانی هستم.از تومی خواهم قیچی  را یك ساعت بعد پیدا كنی یا یك قیچی از پول جیبی خودت بخری؟» گرچه شما می توانید جملات انتخاب خود رااینگونه نیز بگوئید:

ترجیح می دهی .........یا................؟

از تو می خواهم .......... یا ...............؟

كدام پیشنهاد را بیشتر دوست داری.............یا ...............؟

می توانی ................ یا ................. را انتخاب كنی؟

گرچه می توانید بعد از حل شدن مشكل ،كودكان را در آغوش بگیریم وبگوئیم: «عزیزم دلیل عصبانیت من اینست كه تو می توانستی از عهده این كار برآیی اما تنبلی یا...مانع این می شد.»

یادتان باشد یك قانون مهم دیگری نیز وجود دارد كه آقای هایم گینات می گوید وآن اینست :«همیشه محیط را مورد تشویق وتنبیه قرار دهید نه منش وشخصیت دیگران» واین بدین معناست كه هر حرفی را می خواهید بزنید-  چه برای تشویق یا تنبیه وعصبانیت – همیشه محیط را توصیف كنید (مراجعه شود به پست رازی مهم –كلیك كنید)تهیه وتنظیم:مجید رحمانی: دبیر واستاد دانشگاه

Majid-1350.mihanblog.com





.: Weblog Themes By Pichak :.


(تعداد کل صفحات:8) 1 2 3 4 5 6 7 ...

} } document.onmousedown=noRightClick داغ کن - کلوب دات کام
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

چت

اخلاق اسلامی

قالب بلاگ اسکای

قالب وبلاگ

download

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا